على محمدى خراسانى
155
شرح كفاية الأصول (فارسى)
باشد ( يعنى اگر تأخير بيندازيم پس از دخول وقت مقدور ما نخواهد بود ) بايد مبادرت كرده و فورا آن را نيز انجام دهيم . مثلا همان هشت صبح مكان مباحى را پيدا كنيم ، قبلهء واقعى را بدست آورديم و . . . درحالىكه كسى چنين فتوايى نداده . پس معلوم مىشود كه ساير مقدّمات را قبل از وقت واجب نمىدانند . در نتيجه مشخص مىشود كه ذى المقدّمه هم از قبل واجب نيست ؛ زيرا از نبود معلول به نبود علّت مىرسيم . قوله : قلت : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايند : اتّفاقا همينطور است و چارهاى نداريم جز اينكه به آن سخن ملتزم شويم و راه گريزى نداريم از اينكه بگوئيم ، ساير مقدّمات هم از حالا واجب مىشوند ، و به آن لازم ملتزم مىشويم ، و لو مشهور نگفته باشند ؛ ولى وقتى برهان ما را بدان هدايت كرد ، ما مىپذيريم . قوله : الّا اذا : قدرت دو شعبه دارد . 1 - قدرت مطلقه 2 - قدرت خاصّه منظور از قدرت مطلقه قدرت بر انجام واجب ، از ابتداى وجوب آن تا زمان انجام واجب و بالاخره امتثال و اتمام واجب است . ( از هشت صبح كه وجوب آمد ، انجام واجب به وسيلهء انجام مقدّمات آن مقدور باشد ) منظور از قدرت خاصّه ، قدرت بر انجام واجب در زمان خود واجب است و كارى به زمانهاى قبل نداريم . حال قدرت بر واجب نسبت به مقدّمات مفوّته بايد قدرت مطلقه باشد ، يعنى قدرت از آغاز وجوب واجب ، و مقدور بودن واجب از ابتدا به اين است كه مقدّمات مفوّته را انجام دهيم . آنگاه اگر نسبت به ساير مقدّمات هم قدرت مطلقه معتبر باشد ، مثل مقدّمهء مفوّته مىشوند و مطلب همان است . يعنى از هشت صبح واجب مىشوند و اگر مضيّق شدند ، فوريّت پيدا مىكنند ؛ مگر كسى بگويد نسبت به اينها قدرت خاصه ، يعنى قدرت بر واجب در زمان خود واجب شرط است . آنگاه اگر پيش از وقت هم مقدور باشند ، انجام آنها لازم است . آرى پس از دخول وقت واجب اگر مقدور بودند ، بايد انجام شوند و واجب مقيّد به آنها است و اگر مقدور نبودند ، اين شروط ساقط مىشوند و واجب بدون آنها انجام مىشود .