على محمدى خراسانى
146
شرح كفاية الأصول (فارسى)
شده است . مرحوم آخوند مىفرمايد : طبق اين مبنا نبايد ميان امر مقدور و غير مقدور فرق بگذاريد . . . قوله : نعم : راه حل دوّم از مرحوم آخوند است كه فعلا به صورت پيشنهاد مطرح مىكنند و بعدا همين را اختيار خواهند كرد و آن اينكه بگوئيم : اصل وجوب حج يا صوم يا صلاة نسبت به دخول وقت و مجىء موسم مشروط است ، همان گونه كه حج نسبت به استطاعت واجب مشروط است . منتهى استطاعت ، شرط مقارن است و به مجرّد حصول آن وجوب مىآيد و مجىء موسم ، شرط متأخّر براى اصل وجوب و تكليف است . ( شيخ اعظم هم استطاعت و هم مجىء وقت را شرط واجب و امتثال مىداند . صاحب فصول استطاعت را شرط وجوب و مجىء وقت را شرط واجب مىداند ؛ ولى مرحوم آخوند هر دو را شرط اصل وجوب دانسته ، منتهى يكى مقارن و ديگرى متأخر است . ) امّا وجود خارجى مجىء موسم شرط امر نيست ، بلكه وجود لحاظى آن شرط امر است . پس از هم اكنون يعنى زمان استطاعت ، فرارسيدن موسم حج را لحاظ كرده و در نظر مىگيرد و بدنبال اين لحاظ هم اكنون امر به حج مىكند كه باز هم وجوب فعلى است و به تبع آن ساير مقدّمات وجوديّهء آن ( مثل قطع مسافت و . . . ) نيز واجب فعلى مىشوند . تنها فرق واجب مشروط كذائى با واجب معلّق فصول در اينست كه او مجىء وقت را به واجب مرتبط مىدانست و شرط واجب قرار مىداد ؛ ولى ما به وجوب ارتباط داده و شرط وجوب قرار داديم به نحو شرط متأخّر . تنبيه : در اين تنبيه براى طرح يك مشكل و حلّ آن زمينهسازى مىكنند . امّا تمهيد و مقدّمهچينى : در مباحث قبل روشن شد كه مقدّمات وجوديّهء واجب مورد بحث است و مقدّمهء صحّت نيز به مقدّمهء وجود برگشت ، امّا مقدّمهء اصل وجوب يا مقدّمهء علم از محلّ نزاع اجنبى بود . حال مناط و ضابطهء فعلى شدن وجوب مقدّمى و شرعى مقدّمات وجوديّه چيست ؟ تحت چه شرايطى مقدّمهء وجودى واجب فعلى مىشود و ايجاد آن پيش از ذى المقدّمه بر