على محمدى خراسانى

109

شرح كفاية الأصول (فارسى)

اين نزاع ميان مشهور و مرحوم آخوند از يك طرف و مرحوم شيخ انصارى از طرف ديگر وجود دارد . و آن اينكه ، قيد و شرطى كه در جملهء شرطيّه آمده به چه چيزى تعلّق دارد ؟ در ناحيهء جزاء شرط مثل « فاكرمه يا فصّل » و . . . دو چيز وجود دارد : 1 - هيئت افعل و فعل امر كه مفادش طلب و ايجاب است . 2 - مادّهء امر و واجب يا مكلّف به كه مفادش فعلى از افعال اختيارى مكلّف است . از قبيل : اكرام ، نماز و . . . كه با تعلّق امر به آن متّصف به واجب مىشود . حال آيا شرط مذكور در خطاب تعليقى به مفاد هيئت امر برمىگردد و قيد هيئت امر است ؟ تا در نتيجه اصل وجوب و امر و تكليف از ناحيهء مولى مشروط و معلّق به اين شرط باشد و تا شرط ، يعنى مجىء زيد دخول وقت ، استطاعت و . . . حاصل نشده و در خارج موجود نگشته اصلا امرى نيست و حقيقتا وجوبى و طلبى نيست . يا اينكه شرط مزبور به مفاد مادّهء امر رجوع مىكند و قيد مادّهء امر است ؟ تا در نتيجه اصل وجوب و امر و طلب ، مطلق و فعلى باشد و مقيّد به هيچ قيدى نباشد . قبل از حصول شرط هم اصل وجوب و تكليف از ناحيهء مولى به اكرام زيد تعلّق گرفته باشد ، و اين واجب و مكلّف به و امتثال است كه مقيّد به آن قيد مىباشد و ظرف امتثال از سوى عبد مقيّد و محدود است و گرنه ظرف تكليف از سوى مولى مطلق و نامحدود است . مثل نماز كه به مجرّد دخول دقت ، امر به نماز مىآيد ؛ ولى مكلّف در مقام امتثال بايد وضو هم بگيرد تحصيل طهارت هم بكند . روبه‌قبله هم بايستد و . . . تا بتواند عمل صحيح تحويل مولى بدهد اگر قيد هيئت باشد ، در مقام تعبير مىگوئيم « اكرام زيد واجب او يجب فى ظرف المجيء او فى فرض المجيء » كه قيد اصل وجوب است . اگر قيد مادّه باشد به منزلهء آن است كه گفته شود « الاكرام على تقدير المجيء واجب » كه وجوب قيد ندارد و اكرام زيد قيد دارد نظر مشهور و مرحوم آخوند اينست كه قيد و شرط مزبور ، قيد اصل وجوب است و تا اين قيد نباشد ، اصلا امر و طلبى وجود ندارد دليل اين مطلب ظهور ( متبادر به ذهن و