على محمدى خراسانى

87

شرح كفاية الأصول (فارسى)

1 - گاهى اتحاد دو چيز با يكديگر اتحاد مفهومى است . يعنى موضوع و محمول از نظر معنا و مفهوم و لغت و استعمال و عرف هم‌معنا هستند ، از قبيل : الانسان بشر ، الاسد ليث ، كه مترادفان است . و مانند الانسان انسان ، كه تعريف لفظى يا مفاد ماء شارحه ، همهء اين‌ها يكى است . و وقتى اتحاد مفهومى بود قهرا اتحاد ماهوى و مصداقى هم خواهد بود ( كه در ادامه بيان خواهد شد . ) و تغاير در اين‌گونه از حمل‌ها يا لفظى است ، مثل انسان و بشر ، و يا اعتبارى است مثل انسان و انسان كه براى دفع توهم به تشكيل اين قضيه اقدام مىشود . بيان ذلك : ممكن است كسى گمان كند كه انسان در عين حال كه انسان است ، انسان نيست يا مىتواند انسان نباشد و تناقض جايز است و سلب الشّيء عن نفسه بلا مانع است . ما براى دفع توهم او مىگوئيم : « الانسان انسان » . يعنى حتما انسان انسان است و هر شيئى خودش خودش مىباشد و « ثبوت الشّيء لنفسه ضرورى و سلب الشّيء عن نفسه محال » اين نوع از حمل را حمل اولى ذاتى گويند و ملاك و ضابطهء حمل اوّلى آن است كه موضوع و محمول مفهوما با يكديگر اتّحاد داشته باشند و اوّلى گويند براى اينكه اولين چيزى است كه در مقام سؤال به ما هو در جواب واقع مىشود و حمل مىشود ( سؤال در لغت عرب با يازده چيز انجام مىگيرد كه اسّ المطالب سه‌تا است و هركدام دو شعبه دارد : 1 - ماء شارحه 2 - ماء حقيقيه 3 - هل بسيطه 4 - هل مركبه 5 - لم ثبوتى 6 - لم اثباتى ) 2 - گاهى اتحاد دو چيز ماهوى است يعنى موضوع و محمول از نظر معنا و مفهوم عرفى و لغوى با يكديگر فرق دارند ، ولى از نظر ماهيت و ذاتيات و اجناس و فصول با يكديگر متحدند ، ( جواب ماء شارحهء آنها دوتا است ولى جواب ماء حقيقيهء آنها يكى است . ) و لذا اگر به يك عامى بگوئيم : تو حيوانى خشمگين مىشود ، چون در عرف ، انسان قسيم حيوان محسوب مىشود ، ولى اگر به منطق و فلسفه مراجعه كنيم مىگويد : از ذاتيات مسلم انسان حيوان بودن است . و اتحاد ماهوى دارند ، مانند الانسان حيوان ناطق ، و جهت مغايرت آن دو اعتبارى و به اجمال و تفصيل است يعنى انسان ، مجمل و سر بسته و حيوان ناطق مفصل و تحليل شده آن است . اين نوع از حمل نيز حمل اولى ذاتى