على محمدى خراسانى

66

شرح كفاية الأصول (فارسى)

معنى است چون از لفظ زيد آن نوع يا صنف قصد شده و اراده گرديده است . پس از اطلاق معنى بر اين‌ها واهمه‌اى نداريم و لازم نيست هميشه معنا از مقولهء وجودات خارجيه و جواهر و اعراض باشد ، بلكه المعنى فى كل شىء بحسبه ) جمع‌بندى : مجموعهء احتمالات و اقسام هفت صورت مىشود : 1 - اطلاق لفظ و ارادهء نوع بگونه‌اى كه خود اين لفظ را هم شامل شود . مانند : زيد لفظ 2 - اطلاق لفظ و ارادهء نوع بگونه‌اى كه خود اين لفظ را شامل نشود . مانند : ضرب فعل ماض 3 - اطلاق لفظ و ارادهء صنف به نحوى كه خود اين لفظ را هم دربر بگيرد . مانند : زيد فى اوّل الجملة الاسمية مبتداء 4 - اطلاق لفظ و ارادهء صنف به‌طورى كه خود آن را دربر نگيرد . مانند زيد فى ضرب زيد فاعل 5 - اطلاق لفظ و اراده مثل آن ، مانند زيد در ضرب زيد كه فلانى گفت يا ضرب‌اى كه فلانى گفت . . . 6 - اطلاق لفظ و ارادهء شخص آن ، بگونه‌اى كه عنوان دلالت و حكايت هم داشته باشد ، مانند زيد لفظ بنا بر اينكه شخص همين زيد مراد باشد و لفظ را حاكى از خود لفظ قرار دهيم . 7 - اطلاق لفظ و ارادهء شخص آن بگونه‌اى كه دلالت هم در ميان نباشد . از اين اقسام هفت‌گانه به بيانى كه گذشت قسم هفتم بلااشكال استعمال نيست و قسم اول و سوم دو احتمالى بود ولى صدق استعمال را تقويت كرديم به دليل سيره عرف و عقلاء و اهل محاوره ، و قسم دوم و چهارم و پنجم و ششم هم كه بلااشكال استعمال نام گرفت . ( پايان امر چهارم )