على محمدى خراسانى

44

شرح كفاية الأصول (فارسى)

بيان ذلك : ترديدى نيست در اينكه پاره‌اى از معانى چندمنظوره هستند و از آنها به جهات گوناگون و براى اهداف و مقاصد مختلف بهره‌بردارى مىشود كما اينكه مستعملين هم نيازهاى مختلفى دارند و از حيثيات و زواياى گوناگون به معنى كار دارند . فى المثل مفهوم كلى ابتدائيت يك مفهوم است ولى گاهى منظور مستعمل از تعبير به آن افاده خود آن معنا است و به آن معنا بنفسه و بما هو هو نگاه مىكند و در مقام تفهيم خود آن معنى است مع قطع النظر عن الغير ، و گاهى درصدد بيان خصوصيتى از خصوصيات معناى ديگر است و به اين مفهوم نظر آلى دارد و آن را حالت و آلت براى غير ملاحظه مىكند و در مقام اين است كه از آن معنى پلى ساخته و ويژگىاى را در معناى ديگر برساند و بفهماند . فى المثل گاهى مىخواهد بگويد : آغاز بهتر از انجام است كه به خود آغاز و انجام كار دارد ولى گاهى مىگويد : آغاز سير ، تحصيل ، تجارت ، جنگ ، صلح و . . . فلان زمان است . آنگاه واضع هم كه خود از انسانها است و نيازهاى مذكور را وجدان مىكند و از روز اول وضع توجه به اين مطلب داشته و لذا از اول گويا به مستعملين گفته : ايها المستعملين من با شما سخنى دارم : هرگاه در مقام افادهء معنى بنفسه و بما هو هو برآمديد و داعى شما بر استعمال اين جهت بود و بدين منظور در مقام تعبير و عبارت آوردن برآمديد ، از اسم استفاده كنيد و بگوييد : « الابتداء كذا و كذا » و هرگاه خواستيد آن معناى واحد را غير مستقل و حالة لغيره ببينيد و اراده شما به اين امر تعلق گرفت آنجا از حرف مدد بگيريد و بگوييد : « سرت من البصرة . . . » و اينكه استعمال جابجايى صحيح نبود براى اين بود كه شما با شرط واضع و سخن او مخالفت كرديد . و گرنه اصل معنى يكى است . و كرارا گفتيم كه كيفيت ارادهء معنى و نحوه قصد آنكه گاهى آليّا مراد مستعمل واقع مىشود عند لحاظ المعنى آليا و گاهى استقلالا ، « يا فى حالكونه آلة لغيره او مستقلا » و . . . در معنى دخالتى ندارد و از خصوصيات و قيود و مقومات معنا نيست . ( نظير آنچه در باب صيغه افعل مطرح است كه مشهور گفته‌اند : گاهى فعل امر در طلب حقيقى به كار مىرود و گاهى در تهديد و گاهى تعجيز و . . . ولى مرحوم آخوند در باب اوامر