على محمدى خراسانى

29

شرح كفاية الأصول (فارسى)

1 - يا يك معناى عام و كلى است ، يعنى قابل صدق بر كثيرين است مثل مفهوم كلى انسان ، فرس ، رجل و . . . 2 - و يا يك معناى خاص و جزئى است يعنى از صدق بر كثيرين ابا و امتناع دارد مثل مفهوم زيد ، هذه المدرسة و . . . و هريك از دو صورت فوق خود داراى دو بخش است كه در مجموع چهار قسم تصور مىشود ، بيان ذلك : 1 - آنجا كه معناى متصور عام و كلى باشد يا اينست كه واضع لفظ را هم براى خود همان معناى كلى قرار مىدهد كه نامش وضع عام و موضوع له عام است . وضع عام ، يعنى معناى ملحوظ كلى است ( اسناد عموميت به خود وضع از باب وصف به حال متعلق است . ) و موضوع له عام يعنى لفظ هم براى نفس كلى وضع شده است . همانند اسماء اجناس و ماهيات از قبيل : انسان ، حيوان ، فرس ، رجل ، مرئه ، عالم ، جاهل و . . . 2 - و يا لفظ را براى افراد و مصاديق آن كلى وضع مىكند نه خود كلى كه نامش وضع عام و موضوع له خاص است . مانند حروف بر مبناى مشهور كه واضع در هنگام وضع مفهوم كلى ابتدائيت را لحاظ كرده سپس كلمه من را براى مصاديق آن يعنى ابتداء سير از بصره ، ابتداء كتابت و . . . وضع كرده است . 3 - و آنجا كه معناى متصور خاص باشد ، باز به حسب مقام تصور يا اينست كه : واضع لفظ را در برابر نفس همان معناى خاص و جزئى قرار مىدهد كه نامش وضع خاص و موضوع له خاص است . همانند اعلام اشخاص از قبيل : زيد ، بكر ، هذا الكتاب ، هذه المدرسة و . . . 4 - و يا اينست كه لفظ را براى حالت كلى و عام آن معناى متصور و جزئى قرار مىدهد كه نامش وضع خاص و موضوع له عام است . مثلا هيكل زيد را بما هو زيد لحاظ مىكند كه داراى خصوصيات فردية است ولى لفظ زيد يا هر لفظ ديگر را در مقابل كلى آن يعنى انسان بما هو انسان يا حيوان ناطق بما هو حيوان ناطق ، قرار مىدهد . در رابطه با اين چهار قسم در دو مقام بحث مىشود : 1 - مقام امكان 2 - مقام وقوع اما مقام امكان : كداميك از اقسام اربعه ممكن و معقول و كداميك ناممكن و غير معقول