على محمدى خراسانى

18

شرح كفاية الأصول (فارسى)

عوارض نيست . و ثبوت تعبدى هم اگرچه از عوارض است ، ولى از عوارض سنت نيست تا اشكال رفع شود بلكه از عوارض خبر واحد است . ( در جلد دوم كفايه جواب ديگرى هم از ثبوت تعبدى داده‌اند « 1 » ) قوله : و اما اذا كان : شق دوم اشكال : اگر مراد از سنت به عنوان يكى از ادله اربعه اعم از سنت محكيه ( قول و فعل و تقرير امام ) و سنت حاكيه ( خبر واحد حاكى از قول امام است ) باشد ، در اين صورت اشكال قبلى مرتفع مىشود يعنى بحث از حجيت خبر واحد يا ثبوت تعبدى آن و بحث از حجيت يكى از دو خبر معارض ، بحث از عوارض سنت خواهد بود كه يكى از ادله اربعه است و دو مسئله مذكور داخل در مباحث اصولى خواهند بود . و لكن اشكال ديگرى داريم و آن اينكه اگر موضوع علم اصول را در ادله اربعه منحصر كنيم ( چه با وصف دليليت و چه ذوات الادلة ، چه سنت را به معناى خاص آن بگيريم و چه به معناى عام ) لازم مىآيد غير واحدى از مسائل اصولى ، از عنوان مسئله اصولى بودن خارج شوند و طرح آنها در اصول استطرادى باشد . بيان ذلك : بسيارى از مباحث اصولى اختصاص به ادله اربعه ندارد و از عوارض ذاتيه آنها نيست بلكه تعميم دارد و بر غير ادله اربعه نيز عارض مىشود . فى المثل در مباحث الفاظ از اين گفتگو مىشود كه آيا امر ظهور در وجوب دارد يا نه ؟ الفاظ عموم ظهور در عموم دارند يا نه ؟ مشتقات ظهور در فعليت دارند يا نه ؟ جملات شرطيه و . . . مفهوم دارند يا نه ؟ و . . . و ترديدى نيست كه اين بحثها اختصاص به كلمات وارده در كتاب و سنت ندارد . بلكه در هر كلامى كه باشند ، همين مباحث را دارند . يا مثلا در مبحث ملازمات يا استلزامات سخن از وجود ملازمه ميان وجوب ذى المقدمه و وجوب مقدمه آن است ، مربوط به حكم شارع باشد يا نه ، از عوارض ادله اربعه باشد يا نه و . . . البته هدف اصلى اصولى از اين مباحث آنست كه وضع او امر و نواهى و . . . را در كتاب و سنت و ادله اربعه روشن كند تا بتواند از آنها استنباط حكم نمايد . ولى بحثها كلى است . و به قول مرحوم مظفر : « المقصود من مباحث الالفاظ من ناحية عامة « 2 » »

--> ( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 79 . ( 2 ) - اصول الفقه ، ج 1 ، ص 45 ، المقصد الاول .