على محمدى خراسانى

91

شرح رسائل (فارسى)

داد زيرا كه اهمّ قدرت مزاحمت و جلوگيرى از مهم را دارد ولى مهم قدرت مزاحمت با اهم را ندارد . 2 - و گاهى احد الواجبين محتمل الاهمية است ولى ديگرى داراى اين احتمال نيست مثلا دو نفر در حال غرق شدن هستند كه يكى يقينا يك مسلمان عادى و ديگرى نمىدانيم كه آيا آن هم يك مسلمان عادى است يا پيامبر و وصى است در اينجا اين يكى محتمل الاهمية است باز هم به حكم عقل بايد محتمل الاهمية را انجام داد از باب دوران امر بين تعيين و تخيير و به حكم عقل در اينجا بايد احتياط كرد و الاشتغال اليقينى يستدعى الفراغة اليقينيّة . 3 - و گاهى هيچ‌كدام از دو واجب اهم از ديگرى نيست و يقينا هر دو مساوى هستند مثلا دو انسان مسلمان هم‌رتبه از لحاظ ايمانى در حال غرق شدن هستند و ما قدرت بر انقاذ احدهما داريم و هيچ‌كدام اقوى مناطا از ديگرى نيست البته در اين فرض العقل مستقل به تخيير است . ولى در باب متعارضين اگر دليل خاص بر ترجيح داشتيم فهو و الّا چه متعارضين متعادلين باشند و چه احدهما داراى مزيتى باشد كه لم يثبت اعتباره شرعا در هر حال بر مبناى سببيت جاى تخيير است زيرا كه برفرض يك طرف رجحان ظنى داشته باشد و اقرب طريقا الى الواقع باشد ولى در باب تزاحم اين‌ها ملاك نيست بلكه قوت مناط و زيادى مصلحت ملاك تقديم است و در متعارضين نيست زيرا كه خبر واحدى كه مع المزية است و دليل بر وجوب جمعه است معنايش اينست كه نماز جمعه صددرجه مصلحت دارد و دليل ديگر هم كه بدون مزيت دال بر وجوب ظهر است باز مفادش اينست كه صددرجه مصلحت از آن ظهر است نه اينكه يك طرف صددرجه و طرف ديگر 150 درجه مصلحت باشد و لذا متعارضين تمانع وجوبى دارند و رجحان هم ارزشى پيدا نكرد و قوت مناط نياورد فتعين القول بالتخيير .