على محمدى خراسانى
6
شرح رسائل (فارسى)
( امّا تعارض ) در اين رابطه نكاتى به ترتيب مطرح است : نكته اوّل : معناى كلمهء تعارض : تعارض مصدر باب تفاعل و از عرض مشتقّ است و عرض گاهى در مقابل طول و ارتفاع به كار مىرود . و گفته مىشود : هر جسمى داراى سه بعد است : 1 - طول 2 - عرض 3 - ارتفاع و گاهى به معناى اظهار استعمال شده كه در ما نحن فيه همين انسب است . زيرا كه هريك از متعارضين به ديگرى اظهار وجود كرده و خود را به او نشان مىدهد و خودش را به رخ او مىكشد و او را تكذيب مىكند و مانع مىشود از اينكه او به درجهء حجيت فعليه برسد و ديگرى هم كذلك . معناى اصطلاحى : مشهور اصوليين تعارض مصطلح را اينگونه معنا كردهاند : « التعارض تنافى مدلولى الدليلين على وجه التناقض او التضاد » به عقيده مرحوم شيخ اين تعريف مخدوش است زيرا كه ظاهرش اينست كه تعارض اوّلا و بالذات و حقيقتا وصف مدلولها و ثانيا و بالعرض وصف خود دليل بوده و بدان اسناد داده مىشود و از باب وصف به حال متعلق است مثل زيد ابوه فاضل . نه از باب وصف به حال شىء . و لذا جناب شيخ در تعريف مشهور تصرفى كرده و فرموده : التعارض تنافى الدليلين و تمانعهما باعتبار مدلولهما كه مستقيما