على محمدى خراسانى

46

شرح رسائل (فارسى)

متعبّد شويم و قبول كنيم كه هر دو از معصوم صادر شده سپس برويم به سراغ دلالتها و مىبينيم دلالت هيچ‌كدام بر ديگرى ترجيح ندارد بلكه هر دو ظاهر هستند منتهى يكى در وجوب ديگرى در حرمت يا يكى در وجوب ديگرى در استحباب و . . . آنگاه اصالة الظهور در هريك تعارض مىكند با اصالة الظهور در ديگرى و منشأش علم اجمالى به ارادهء خلاف ظاهر از احدهما است حال چه كنيم ؟ بعض گفته‌اند در تعارض دو اصل لفظى مخير هستيم از قبيل تخيير بين المتزاحمين كه قدرت بر هر دو نيست ضمنا هم تخيير به حكم عقل است نه شارع و در مسئله اصليه هم هست چون مسئله حجيت ظواهر مسئله اصوليه است و بعضى گفته‌اند اصلين لفظيين كه تعارض كردند تساقط مىكنند و دستمان از ظهور لفظى كوتاه مىشود يعنى اين دو خطاب حالت اجمال پيدا مىكنند . آنگاه اگر احدهما مطابق اصل است به اصل رجوع مىكنيم و اين دو خطاب را در بوته اجمال مىگذاريم مثلا در مثال اغتسل و ينبغى ، دوّمى مطابق اصل برائت است اصل برائت جارى مىكنيم و اگر هيچ‌كدام مطابق اصل نبود مثل اكرم و لا تكرم كه اصل برائت مخالف هر دو است و از اجراء آن مخالفت عمليه در مثل ظهر و جمعه يا التزاميه در مثل دوران بين محذورين لازم مىآيد باز هم جاى تخيير است خودش هم تخيير عقلى است و از اصول عمليه است . با حفظ اين مقدمه بايد ديد كه در شق ثانى كدام طريق را بايد اخذ كرد ؟ طريق جمع ؟ يا طرح ؟ مرحوم شيخ مىفرمايد : آن وجهى كه براى جمع بين الدليلين ذكر شده در ما نحن فيه جارى نيست . و آن اينكه : ما نبايد سندها را فداى دلالتها كنيم صرفا بخاطر اينكه دو