على محمدى خراسانى

12

شرح رسائل (فارسى)

اصل وجدانا مرتفع شده . 2 - بر اصل تخيير هم وارد است چون موضوع آن تحير و عدم ترجيح احد الطرفين است و واضح است كه با آمدن علم به وجوب يا حرمت تحيرى نيست بلكه اطمينان صددرصد است و تخيير موضوع ندارد . 3 - بر اصل برائت عقليه هم وارد است چون موضوع آن عدم البيان است و علم كه آمد بالاترين نوع بيان آمده و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان . 4 - بر اصل برائت شرعيه هم وارد است چون موضوع آن شك در تكليف الزامى است و علم به تكليف كه آمد وجدانا شكى در كار نيست . 5 - بر احتياط عقلى هم وارد است چون موضوع آن احتمال عقاب است و با حصول علم به وجوب ظهر مثلا در جانب جمعه احتمال عقاب قطعا منتفى است . 6 - بر احتياط شرعى هم ورود دارد چون موضوع آن شك در مكلف به است و با آمدن علم به يك طرف جاى شك نيست تا از اصل استفاده شود در تمامى اين موارد دليل اجتهادى چون يقين‌آور است بر اصل عملى وارد بوده و وجدانا موضوع آن را از بين مىبرد . 7 - دليل ظنّى [ ولى ظن معتبر مثل خبر ثقه ] بر برائت عقلى وارد است و وجدانا موضوع آن را كه لا بيانى است مىبرد چون خبر ثقه بر وجوب يا حرمت شرعا بيانيت دارد و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان . 8 - بر احتياط عقلى هم وارد است چون وجدانا احتمال عقاب را مىبرد و يقين به عدم عقاب مىآورد . 9 - بر اصالة التخيير هم وارد است چون موضوع آن را كه تحير باشد وجدانا مرتفع ساخته و بجاى آن اطمينان مىنشاند اين بود صور ورود ولى در سه صورت هم دليل اجتهادى ظنى بر اصل عملى حكومت مىكند و تنزيلا