على محمدى خراسانى
107
شرح رسائل (فارسى)
بىاعتنائى شده بلكه در حقيقت حكم الله را سبك شمرده و سخن ما را ناديده گرفته و زير پا انداختهاند و كسى كه كلام ما را ردّ كند [ و از آن اطاعت ننمايد ] در حقيقت بر خدا ردّ نموده [ و دستور الهى را زير پا گذاشته چرا كه قرآن فرموده : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ و . . . ] و كسى كه بر خدا ردّ كند گناهش عظيم و در حدّ شرك به خداوند است [ كه هر گناهى قابل عفو و بخشش است مگر شرك به خداوند كه لن يغفر الله ابدا ] [ پس امام ( ع ) وظائف شيعيان را در دوران حضور ائمه و عدم بسط يد آنها برحسب ظاهر و نيز در دوران غيبت و در بلادى كه حكومتهاى كفر و استكبارى و طاغوتى حاكمند معين فرموده كه بايد به علماء دين و فقهاء جامع شرائط مراجعه نمايند ] عمر بن حنظله مىگويد : به حضرتش عرض كردم : اگر هركدام از دو نفر شيعهء طرف دعوا براى خود يك نفر از راويان حديث شما و عارفان به احكام شما را برگزيدند و راضى شدند كه او در حق آنها حكم باشد [ سيأتى كه چون قاضى تحكيم است دو نفر حكم شدن بلا مانع است ] و خود آن دو نفر حكم در مقام حكم و قضاوت اختلاف كردند [ مثلا يكى رأيش اين بود كه فلان مال بعنوان ارث به ولد اكبر مىرسد ديگرى خلاف آن را گفت يا يكى رأيش اين شد كه وصيت از اصل مال اخراج مىشود و بايد تمام مبلغى را كه وصيت شده به موصى له بدهند وارث راضى باشد يا نه و ديگرى رأيش اين شد كه وصيت از ثلث نافذ است و ما زاد برآن منوط به اذن وارث است و . . . ] و منشأ اين اختلاف هم اختلاف دو حكم در حديث شما بود يعنى هركدام براى حكم خود مستند و مدركى از احاديث شما نقل كردند اينجا چه بايد كرد ؟