على محمدى خراسانى

102

شرح رسائل (فارسى)

اخذ به موافق و مخالف ؟ حاشاوكلّا معينا بايد جانب موافق را گرفته و مخالف قرآن و سنت را رها ساخت و اين امر قطعا وجوبى است و سيد صدر هم نمىتواند از آن جواب دهد آنگاه به قرينهء وحدت سياق ساير فرازها و فقرات مذكور هم حمل بر وجوب مىشود فالترجيح واجب لا مستحب . قوله : فتامل : شايد اشاره باشد به اينكه اگر قرينه معتبره‌اى بر تفكيك باشد وحدت سياق ملاحظه نمىشود ولى خوشبختانه قرينه‌اى نيست . قوله : و كيف كان : اگر جناب سيد صدر مىكوشيد و شبهاتى را كه مطرح ساخته جواب مىداد آسان‌تر بود از اينكه تسليم اشكالات شده و به ناچار اوامر ترجيح را بر استحباب حمل كند . [ ما براى نمونه همان شبهه‌اى را كه از زبان سيد صدر آورديم جواب مىدهيم : شما گفتيد بعض الاخبار اصلا مرجحات را مطرح نكرده بلكه مستقيما به سراغ تخيير رفته ، جواب ما اينست كه : امام ( ع ) مىدانست كه مورد سؤال سائل متعارضينى است كه من جميع الجهات متعادلين باشند لذا صحبتى از مرجحات نكرده و به سراغ تخيير رفته‌اند يا اينكه اين كلام را مطلق فرموده ولى ساير جاها مرجحات را بيان نموده و شما مطلق را حمل بر مقيد كنيد كه شايع هم هست و اينكه گفتيد بعض روايات يك يا دو مرجح ذكر كرده و بقيه را نياورده جوابش اينست كه العاقل يكفيه الإشارة نبايست كه امام ( ع ) يك كتاب در اين باره بنويسد بلكه سرنخى بدست شما داده و خودتان به بركت حجت باطنى يعنى عقلى ساير مرجحات را هم بدست آوريد و علاوه جوابهاى ديگرى دارد كه در ضمن بحث خواهد آمد و . . . ] .