على محمدى خراسانى

62

شرح رسائل (فارسى)

[ فرق اجمال و اهمال را از زبان مرحوم آشتيانى بيان مىكنيم : و الفرق بين الاجمال و الاهمال ان الحكم يمكن ان يكون مرادا من الدليل المجمل فى الزمان الثانى و ان كان غير دال بالنسبة اليه قطعا و لا يمكن ان يكون مرادا من الدليل المهمل على تقدير ثبوته واقعا ] . فى المثل شارع فرموده : الماء اذا تغيّر نجس با اين بيان اصل حدوث تنجّس را دانستيم كه اگر آب كثيرى با نجس ملاقات كرد و يكى از اوصاف ثلاثهء او متغير شد متنجس مىشود . ولى اگر پس از مدتى تغير خودبخود زائل شد آيا باز هم تنجس الماء باقى است يا خير ؟ دليل ما اصل حدوث را ثابت كرد ولى نسبت به بقاء و استمرار قاصر است . و گاهى سكوت دليل بخاطر اينست كه يك دليل لبّى است و قدر متيقن آن را بايد اخذ كرد و نسبت به ما زاد دلالتى ندارد فى المثل اجماع قائم شد بر اينكه اگر يكى از دو شريك حصهء مشاعه خويش را به شخص ثالثى فروخت شريك ديگر حق الشفعه پيدا مىكند امّا آيا اين حق فوريت دارد و تنها در اوّل ازمنهء امكان مىتوان از آن استفاده كرد ؟ يا تراخى دارد و در ازمنهء بعدى هم قابل اعمال است ؟ قدر متيقن همان آن اوّل است و آنات بعدى مشكوك است . حال در تمام اين موارد صورت سوّم از اين ناحيه كه متيقن سابق و مشكوك لا حق داريم و دليل لفظى اجتهادى هم نفيا يا اثباتا بر خلاف آن نيست جاى استصحاب بقاء هست البته حالا از نواحى ديگر استصحاب مبتلا به اشكال باشد مثل اينكه شك در مقتضى باشد آن مطلب ديگرى است . قوله : ثم اذا فرض : مقدمه دوّم را از زبان مرحوم آشتيانى تقديم مىكنيم : هرگاه عامى از مولى فرا برسد و در جاى ديگر خاصى هم منفصلا فرا برسد