على محمدى خراسانى

42

شرح رسائل (فارسى)

حال شما كه به استصحاب تمسك مىكنيد آن را از چه بابى حجت مىدانيد ؟ آيا از باب اخبار ؟ يا از باب ظن به بقاء ؟ اگر از باب اخبار حجت بدانيد خواهيم گفت : اين دليل به حال شما فايده‌اى نمىبخشد زيرا كه به اخبار كدام شريعت شما استصحاب را ثابت مىكنيد ؟ آيا به اخبار شريعت اسلام ؟ اگر اين باشد يعنى مىگوئيد : چون اسلام استصحاب را حجت كرده پس ارزش دارد . خواهيم گفت : با اين مبنا ديگر حق نداريد شريعت و نبوت نبى قبلى را استصحاب كنيد چون شما نبوت نبى بعدى را پذيرفتيد و اين به ضرر شما است نه بر نفع شما ، يا اينكه به اخبار شريعت موسى تمسك مىكنيد ؟ اگر چنين حديثى در شرع شما و از زبان موسى ( ع ) صادر شده باشد البته حق با شما است و جا دارد كه بگوئيم : به حكم اين حديث عند الشك در نسخ شريعت موسى استصحاب جارى مىشود . ولى خوشبختانه ثبوت چنين چيزى مسلّم نيست بلكه مسلم العدم است . [ البته يهوديان براى اثبات بقاء شريعت موسى به حديثى جعلى از زبان موسى ( ع ) تمسك مىكنند كه حضرتش فرموده : تمسكوا بالسبت ابدا ولى مرحوم علّامهء على الاطلاق در كشف المراد و حقير در شرح آن در اواخر مباحث نبوت از اين حديث جوابهاى متنوعى را ذكر كرده‌ام كه طالبين به آنجا مراجعه كنند ] . و اگر از باب ظن حجت مىدانيم خواهيم گفت : اوّلا در آغاز تنبيه نهم هم گفته آمد كه در چنين مواردى به بركت استصحاب ظن به بقاء و عدم نسخ پيدا نمىشود زيرا كه نسخ شرايع آسمانى شايع و فراوان است و لذا بالوجدان احتمال قوى مىدهيم كه اين شريعت نيز چنان باشد و لااقل شك مىماند و ظن نمىآيد و با نبود ظن جاى استصحاب بر اين مبنا نيست .