على محمدى خراسانى

35

شرح رسائل (فارسى)

1 - درست است كه ما از خارج يقين داريم كه اكثر نبوتها نسخ شده و محدود بوده‌اند ولى اين باعث نمىشود كه اصل خطاب نبوت مقيد و محدود شده باشد [ شبيه حقيقت و مجاز مشهورى كه در مباحث الفاظ اصول مطرح است كه اگرچه غالب اوامر و نواهى وارده در لسان معصومين ( ع ) بواسطهء قرائن بر استحباب و كراهت حمل شده و استعمال امر و نهى در اين معنا مجاز مشهور گرديده ولى اين باعث نمىشود كه اگر امر يا نهى در لسان آنان بقول مطلق وارد شد باز بر همين مجازيت حمل شود يا توقف كنيم بلكه تا زمانى كه وضع جديد درست نشده اطلاق كلام بر همين حقيقت حمل مىشود ] بلكه خصم ما يعنى عالم يهودى مىتواند ادعا كند كه همهء ادلّه و خطابات نبوتها ذاتا يا به بركت استقراء ظهور در استمرار دارند منتها خرج ما خرج و بقى ما بقى و لكل مطلق حكمه شما از كجا مىگوئيد اين خطاب نبوت موسى محدود شده با اينكه در كنارش قيدى وجود ندارد ؟ 2 - و امّا ثانيا : قانون غلبه و اينكه الظن يلحق . . . مال اين‌گونه موارد نيست بيان ذلك : گاهى هست كه ما يك فرد غالب داريم و يك فرد نادر و يك فرد مشكوك در اينجا از قانون مذكور استفاده كرده و فرد مشكوك را از لحاظ حكم به فرد غالب ملحق مىسازيم فى المثل هزار عالم در شهرى زندگى مىكنند كه / 950 نفر آنان قطعا عادل و / 20 نفر آنها قطعا فاسق و / 30 نفر مشكوك العدالة و الفسق هستند در اين‌گونه موارد مىتوان اين / 30 نفر را به آن 950 نفر ملحق ساخته و ظن به عدالت آنان پيدا كرد ولى گاهى تنها يك فرد غالب و يك فرد نادر داريم و فرد ثالث مشكوكى در كار نيست تا او را به غالب ملحق سازيم و ما نحن فيه من هذا القبيل . زيرا كه فرد غالب آن نبوتها محدوده است كه پس از مدتى نسخ شده‌اند