على محمدى خراسانى

97

شرح رسائل (فارسى)

امّا اگر جنس باشد علّت ارتكازى مىشود و معنايش اينست كه خود شما با عقلتان مىفهميد كه شك بما هو شك نمىتواند ناقض بما هو يقين باشد و لا ريب در اينكه حمل علت بر ارتكازى بودن اولويت دارد چون مطابق اصل است . 3 - قرينه مقابله : بلا شك مراد از كلمهء الشك در و لا ينقض . . . جنس و مطلق شك است چه شك در وضو يا امر ديگر آنگاه به قرينهء مقابله كه اليقين را با الشك مقابل قرار داده ما مىفهميم كه مراد جنس اليقين است . 4 - اخبار بعدى هم كه قيد خاصى ندارد و بقول مطلق فرموده : اليقين لا ينقض بالشك و . . . قرينه مىشود كه مراد از اليقين در اين حديث جنس اليقين باشد به قرينهء وحدت سياق و ما به بركت اين قرائن اين احتمال را تقويت نموده و بدان استدلال مىكنيم و امّا قبل از بررسى . احتمال سوم يعنى استغراقى بودن الف و لام ، لازم است نتايج سه احتمال جمله شرطيه را بيان كنيم : نتيجهء احتمال اوّل كه مرحوم شيخ انتخاب كرد و جمله فانه . . . را علت جزاء گرفت و الف و لام را هم براى جنس روشن است كه اين حديث دليليت دارد براى حجيت استصحاب در شك در رافع مطلقا . نتيجهء احتمال دوّم كه جزاء خود فانه . . . باشد منتها مؤوّل به انشاء باشد بقول مرحوم آشتيانى : ما رامه المتوهم من التوهم المذكور من الحكم بسقوط الاستدلال بالرواية لاعتبار الاستصحاب كلية مما لا دلالة للرواية عليه من الجهة المذكورة اللهمّ الّا ان يقال انّ جعل العلة نفس الجزاء يوجب ظهور اللّام فى العهد بخلاف ما اذا جعلت قائمة مقامه . نتيجه احتمال سوّم اينست كه : دلالت بر جنس على هذا اوهن است زيرا كه وقتى متكلم قبل از آوردن جزاء توطئه مىكند و مقدمه‌چينى مىكند