على محمدى خراسانى
89
شرح رسائل (فارسى)
خودش يعنى از راه منفذى كه در بدن او ايجاد كردهاند خارج مىشود حال آيا اين بول هم مبطل وضو و رافع آنست يا خير ؟ غزالى گفته اينجا جاى استصحاب بقاء طهارت نيست با اينكه مورد از موارد شك در رافع است پس اين شهادت قدرى مبتلا به اشكال شد البته مىتوان جواب داد كه مخالفت غزالى كه از علماء عامه مىباشد مضر نيست و بههرحال اين اجماعات منقول به خبر واحد و لو مستفيض باشد به عقيدهء خود مرحوم شيخ ره ارزشى ندارد و استقلالا دليل نيست . دليل دوّم يا استقراء : دومين دليل شيخ برآن تفصيل استقراء است كه از يك صغرى و يك كبرى تشكيل شده است امّا صغرى : هنگامى كه ما ابواب مختلفهء فقهى از كتاب طهارت تا ديات را بررسى مىكنيم به اين نتيجه مىرسيم كه در كليهء موارد شك در رافع شرع مقدس حكم نموده به بقاء ما كان و حتى يك مورد هم خلاف اين را مشاهده نكرديم مگر در مواردى كه يك امارهء ظنيه معتبر بر خلاف حالت سابقه قائم شود كه در آنجا اماره مقدم است از باب تقديم دليل بر اصل كه مرحوم شيخ براى اين جهت سه مثال مىآورند : الف : شخصى بول كرده سپس بدون استبراء از بول موضع را تطهير كرده و برحسب ظاهر ، لباس و بدن او پاك شده ولى پس از مدتى رطوبتى از او خارج مىشود و شك مىكند كه بول است تا موجب نجاست بدن و لباس شود يا رطوبت ديگرى است ؟ در اينجا با اينكه حالت سابقهء طهارت است ولى استصحاب نكرده و حكم به بقاء ما كان ننمودهاند و اين نه به خاطر عدم حجيت استصحاب است زيرا كه اگر هم استصحاب مورد نزاع باشد ولى حجيت قاعدهء طهارت كه جاى بحث نيست معذلك در اينجا از آن قاعده هم استفاده شده . علت مطلب آنست كه : اينجا امارهء ظنيه در كار است و آن غلبه است كه غالبا در خارج پس از بول مقدارى از ذرات و اجزاء آن در مخرج مىماند