على محمدى خراسانى
6
شرح رسائل (فارسى)
ب : آنجا كه شك داراى حالت سابقهء يقينى بوده و اين حالت عند الحكم هم ملاحظه شده كه اين قسم مجراى اصالة الاستصحاب است . و بحث ما در رابطه با همين اصل مىباشد و قبل از هر مطلبى با معناى كلمهء استصحاب در لغت و اصطلاح آشنا مىشويم : معناى لغوى استصحاب : كلمهء استصحاب مصدر باب استفعال است و به نصّ بسيارى از اهل لغت بهمعناى اخذ الشّيء مصاحبا آمده يعنى كسى يا چيزى را به عنوان مصاحب و همراه گرفتن . فى المثل مىخواهيد مسافرت برويد رفيقتان را نيز همراه مىبريد تا همصحبت باشيد در اينجا عرب مىگويد : استصحبت هذا الشخص اى اخذته مصاحبا در مورد اشياء و جمادات همچنين است . و در استعمالات فقها نيز كلمهء استصحاب به همين معناى لغوى به كار رفته . مثلا در كتاب صلاة مىگويند : استصحاب اجزاء حيوانات حرام گوشت در نماز مبطل است منظور از استصحاب يعنى اخذ اين اجزاء را به عنوان مصاحب و همراه در حال صلاة مثل پوشيدن آن و . . . معناى اصطلاحى استصحاب : در اصطلاح اصوليّين كلمهء استصحاب به گونههاى مختلفى تعريف شده . مرحوم شيخ به هفت تعريف اشاره مىكنند كه از ميان آنها دو تعريف قابل دقت است و باقى تعاريف به نحوى يا به اوّلى و يا به دوّمى برمىگردد . و آن دو تعريف يكى مختار خود شيخ است و ديگرى مختار ميرزاى قمى . امّا تعريف اوّل كه عند الشيخ ره اسدّ و اخصر [ مستحكمتر و مختصرتر ] تعاريف مىباشد اينست كه بگوئيم : ( الاستصحاب ابقاء ما كان ) در اين تعريف نكات فراوانى هست كه به سه نكته اشاره مىكنيم :