على محمدى خراسانى

32

شرح رسائل (فارسى)

وجود شيئى در زمان سابق كه محرز و مسلّم شد لا فرق كه علم ما يا ظن معتبر ما به آن وجود سابق هم همراه و هم‌زمان با اصل وجود باشد . مثل اينكه زيد ديروز قطعا در واقع عادل بود و من هم از ديروز به عدالت او آگاه بودم ولى امروز شك در بقاء آن دارم و يا علم من بعدا حادث شده مثل اينكه اليوم به عدالت ديروزى زيد آگاه گشتم اين‌ها تأثير ندارد مهم اينست كه حين الاستصحاب و حكم به بقاء اصل وجود شيئى سابقا محرز باشد ] . بنابراين در مواردى كه شك ما سارى است يعنى سرايت مىكند به گذشته‌ها و با آمدن شك آن يقين سابق هم متزلزل مىشود و شك مىكنيم كه آيا از همان آغاز زيد عادل بوده يا ما خيالاتى شده بوديم چنين موردى مجراى قاعدهء شك سارى است نه قاعدهء استصحاب مصطلح پس تا اينجا تفاوت ميان استصحاب مصطلح و قاعدة اليقين روشن شد آنگاه سيأتى إن شاء الله كه اخبار لا تنقض شامل استصحاب مصطلح مىشود انّما الكلام در حجيّت قاعدة اليقين است . بعضى از اصوليّين [ به فرموده : مرحوم آشتيانى اين بعض مرحوم كاشف الغطاء است ] مدّعى شده‌اند كه اخبار لا تنقض قانون شك سارى را هم مىگيرد ولى به زودى خواهد آمد كه اين قاعده مشمول آن اخبار نيست و غير از آن‌هم دليلى بر اعتبارش نداريم پس قانون شك سارى حجّت نيست . 2 - شك در وجود آن شىء در زمان لاحق و آينده پس از اينكه اصل وجود در گذشته محرز شده و خلاصه اينكه در استصحاب مصطلح قضيه متيقنه و يا متعلق اليقين سابق و به زمان گذشته مربوط است و قضيهء مشكوكه و يا متعلق الشك لاحق و به زمان حال و آينده مربوط مىشود و معناى استصحاب هم در حقيقت كشاندن آن موجود سابق به زمان لاحق است البتّه حكما نه موضوعا . بنابراين خارج مىشود مواردى كه يقين ما لاحق و شك ما سابق باشد يعنى متعلّق اليقين حال و استقبال است و متعلق الشك ماضى است كه اگر