على محمدى خراسانى

19

شرح رسائل (فارسى)

و امّا به عقيدهء صاحب فصول بحث از حجيت استصحاب يا ساير ادلّه از مسائل علم اصول است نه از مبادى چون به نظر ايشان آنكه موضوع علم اصول است ذات الاستصحاب است آنگاه بحث از حجيّت آن بحث از عوارض موضوع مىشود و بحث از عوارض مسئله اصوليه است نه مبادى آن كما اينكه بدنبال بحث از حجيّت هم باز بحث از عوارض ديگرى مىشود از قبيل تعارض - تخصيص - تقييد و . . . مرحوم شيخ مىفرمايد : حق با صاحب فصول است و اين بحث يك مبحث اصولى است و علاوه بر اشكالاتى كه سخن محقق قمى دارد تعريف علم اصول هم مؤيد سخن فصول است چون در تعريف علم اصول گفته‌اند : هو العلم بالقواعد الممهدة لاستنباط الاحكام الفرعية عن ادلّتها يعنى ما در علم اصول با قواعد استنباط احكام آشنا مىشويم و خلاصه غرض اصول آموختن حجج و ادلّه است و لا ريب در اينكه اين مسئله اصولى و هدف اصلى از اصول است نه از مبادى تصديقيهء آن . و امّا بنا بر مبناى حجيّت استصحاب از باب اخبار و روايات : اوّل مرحوم شيخ مىفرمايند : بر اين مبنا حجيّت استصحاب را از مسائل علم اصول برشمردن مشكل است و به قواعد فقهيّه نزديكتر است تا اصوليّه پس بهتر آنست كه آن را از مسائل فقهيه بشماريم زيرا مسئله اصولى به مسأله‌اى گفته مىشود كه از عوارض موضوع علم اصول بحث كند و بحث از حجيّت استصحاب بنا بر مبناى اخبار در حقيقت بحث از مفاد دليل و سنّت است ، استصحاب حجّت است يا نه يعنى آيا شارع مقدّس به وجوب بقاء برطبق حالت سابقه حكم نموده يا خير ؟ صحبت از حكم شرعى است كه مفاد الدليل است همان گونه كه بحث مىكنيم كه آيا شارع مقدّس به نفى ضرر و حرج يا به وجوب فلان امر يا به ضمان مقبوض به عقد فاسد حكم نموده يا نه ؟ آيا از اخبار اين معنا استفاده مىشود يا نه و بحث از قواعد مستفاده از اخبار و روايات مربوط به علم و