على محمدى خراسانى

71

شرح رسائل (فارسى)

به گشت‌وگذار علمى پرداختيم تا شايد دليلى بر جزئيّت آن امر مشكوك بيابيم ولى با كمال تأسف هرچه بيشتر جستيم كمتر يافتيم آنگاه بعد الفحص و اليأس نسبت به آن جزء اصل برائت جارى كرده و در مقام امتثال به اقلّ اكتفا كرديم سپس معلوم گرديد كه اين جزء را هم بايستى مىآورديم و نياورده‌ايم حال آيا در چنين موردى مؤاخذه و عقاب از مولاى حكيم سزاوار و پسنديده است يا قبيح و ناپسند ؟ عقل هر عاقلى مستقل است به اينكه عقاب قبيح است چون بيانى نرسيده و اتمام‌حجّتى نشده و تقصيرى از عبد بيچاره سر نزده فلما ذا العقاب ؟ قوله : خصوصا مع اعتراف . . . توضيح مطلب : بيانى كه مدّ نظر ماست و مىگوئيم عقاب بدون آن قبيح است هر بيانى نيست بلكه عبارتست از بيان و اصل تامّ يعنى بيانى كه به ما رسيده و از لحاظ سند و دلالت هم تكميل است چنين بيانى است كه حجّت را بر عبد تمام مىكند و راه هرگونه عذر و بهانه‌اى را به رويش مىبندد بنابراين مطلب صورى پيدا مىكند كه بجا است همين‌جا به آن صور اشاره‌اى بكنيم : 1 - در رابطه با فلان امر بيانى از مولى صادر شده و به ما بندگان هم و اصل شده و ازهرجهت هم كامل است يعنى سند صحيح ، دلالت تكميل و معارض هم ندارد تنها در خصوص اين صورت است كه عقاب قبيح نيست و عقل عقلا عبدى را كه با چنين خطابى مخالفت كند مستحق ملامت مىدانند كه مورد بحث ما نيست . 2 - بيانى صادر شده و بما هم و اصل شده و سند و دلالت هم