على محمدى خراسانى

69

شرح رسائل (فارسى)

حال كه معلوم شد كه بحث ما در شك در جزئيت است و آن هم دو بخش دارد : 1 - جزء خارجى . 2 - جزء ذهنى به هر دو قسمش پس بايد كلام را در دو مقام دنبال كنيم و در هر مقامى هم چهار مسئله خواهيم داشت : 1 - فقدان نص . 2 - اجمال نص . 3 - تعارض نصين . 4 - شبههء موضوعيه . مقام اوّل : شك در جزئيت خارجيه : مسئله اوّل ( فقدان نص ) مسئله اوّل : از مسائل چهارگانه شك در جزئيت خارجيّه آنست كه منشأ شبهه فقدان نص معتبر باشد مثلا گروهى از فقهاء فتوى داده‌اند به وجوب استعاذه در نماز و ما هرچه گشتيم در اين رابطه مدرك معتبرى نيافتيم آنگاه اين فتواى جماعت سبب شبهه شده . يا مثلا خبر واحد ضعيفى بدست ما رسيد كه دلالت بر وجوب استعاذه مىكند ولى روايت معتبر نيست و ورود اين نصّ منشأ شبهه شده حال نسبت به اين جزء مشكوك مقتضاى اصول عمليّه چيست ؟ آيا اصل برائت جارى كنيم و حكم به عدم وجوب آن نمائيم ؟ يا اصالة الاحتياط جارى كرده و اكثر را بياوريم ؟ در مسئله كلّا دو نظريه وجود دارد :