على محمدى خراسانى

33

شرح رسائل (فارسى)

جمعه را بياوريم اين‌گونه نيّت مىكنيم : جمعه را مىخوانم به منظور اينكه به واسطه آن يا به واسطه نماز ظهرى كه بعدا بجا خواهم آورد آن واجب واقعى در خارج تحقّق يابد قربة الى الله و وقتى مىخواهيم ظهر را اتيان كنيم مىگوئيم : ظهر را بجا مىآورم به منظور اينكه بتوسط آن يا به واسطه نماز جمعه كه قبلا انجام دادم آن فريضه واقعى محقّق شود و امر مولى امتثال شود قربة الى الله اگر بخواهيم اين نيت طولانى را در يك كلام خلاصه كنيم بايد بگوئيم : ظهر را بجا مىآورم احتياطا و هكذا جمعه را بجا مىآورم احتياطا قربة الى الله و منظور از احتياط هم همان احراز واقع و رسيدن به واقع مىباشد . و تنها كمبودى كه اين عمل دارد قصد تعيين است يعنى نتوانستيم معيّنا به ظهر يا جمعه قصد وجه و قربت كنيم بلكه با ترديد عبور كرديم كه اين هم مشكلى ايجاد نمىكند زيرا كه قصد تعيين على فرض اعتبارش در موارد علم تفصيلى و تمكن از آن معتبر است نه مطلقا قوله : و امّا الوجه الاوّل : جناب شيخ مىفرمايد : ما طريقه دوّم را مىپسنديم كه بىعيب و نقص است و تنها اشكالش را هم مرتفع ساختيم و امّا طريقه اوّل داراى دو اشكال است : 1 - اوّلا هدف امتثال واجب واقعى است و نه واجب ظاهرى پس بايد به قصد وجه و قربت به واجب واقعى انجام دهيم نه ظاهرى و اين دو متلازم هم نيستند تا از نيّت وجوب مقدّمى نيّت وجوب واقعى هم لازم بيايد و آن هدف تأمين شود بلكه چه‌بسا انسان نيت واجب ظاهرى را بكند با قطع نظر از واقع .