على محمدى خراسانى

12

شرح رسائل (فارسى)

[ همانند قطع مسافت نسبت به حج كه عدم آن مانع از ايجاد و سبب عجز از حج و وجود آن شرط الايجاد است ] به گونه‌اى كه منظور اين باشد كه اگر ما علم تفصيلى نداشته باشيم قدرت بر انجام واجب واقعى هم نداريم . اگر مرادتان اين باشد بالوجدان باطل است زيرا كه بدون علم تفصيلى هم مكلّف از انجام واقع عاجز نيست بلكه از طريق احتياط حتما مىتواند به واقع برسد و جهل مانع نيست علاوه بر اينكه جمع كثيرى از آقايان امثال مرحوم بهبهانى و غيره كه در مسئله ما يعنى فقدان نص برائتى شده‌اند در مسئله دوّم از مسائل شبهه وجوبيه كه منشأ شبهه اجمال نص باشد احتياطى گشته‌اند خوب اگر جهل تفصيلى مانع از ايجاد و علم تفصيلى شرط الايجاد است در آنجا هم بايد شما برائتى شويد چرا احتياطى شده‌ايد ؟ 2 - و يا جهل تفصيلى مانع است از اصل الخطاب و علم تفصيلى شرط اصل التكليف و الامر است يعنى اگر عالم تفصيلى به واقع بوديم پس مكلّف هم هستيم و الّا فلا شيخ ره مىفرمايد : اين مطلب عبارة اخراى آنست كه بگوئيم : احكام الله مختص به عالمين است و در حق جاهل حكمى در واقع نيست [ همان سخن اشاعره ] آنگاه اين مطلب مبتلا به اشكالات عديده است كه فهرست‌وار آنها را ذيلا طرح مىكنيم : 1 - بر خلاف اجماع اماميّه است كه عند الإمامية بل العدليّة بالاجماع احكام خدا ميان عالم و جاهل مشترك است . 2 - بر خلاف اخبار متواتره است كه دلالت دارد بر اشتراك احكام ميان عالم و جاهل ، مسلمان و كافر .