على محمدى خراسانى

94

شرح رسائل (فارسى)

مولى و ترك آن مبغوض مولى است . در اينجا مىتوانيم آن عمل را به داعى همين احتمال بجا آوريم و مقرّب هم باشد و هذا معنى الاحتياط پس در تعبديات هم احتياط ميسور است . شاهد مطلب : وقتى كه ما به سيره علما و صلحا مراجعه مىكنيم مىبينيم كه هم فتوى داده‌اند و هم خود عمل كرده‌اند بر اين طريقه كه هرگاه عبادتى را مدتها انجام داده بودند بعد به يك روايت ضعيفى مىرسيدند يا به فتواى نادرى مىرسيدند كه مثلا فلان امر هم در عبادت معتبر است به عنوان شرط يا شطر تمام اعمالى را كه انجام داده بودند اعاده مىكردند صرفا به احتمال اينكه شايد فلان شىء هم دخيل بوده با اينكه امرى محرز نبوده بلكه حتى احتمال موهوم بوده مع‌ذلك احتياط مىكردند پس اتيان عمل به داعى احتمال مطلوبيت كافى است در عباديت و احتياط يعنى همين . ان قلت : سلمنا كه عباديت دائر مدار امر فعلى و قصد امتثال آن امر است ولى ما در لسان قرآن آياتى داريم كه ما را امر به تقوى نموده و فرموده : فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ يعنى حد اكثر تقوى را دارا باشيد و آن به اينست كه مشتبه الوجوب را هم انجام دهيم يا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ كه حق تقات به اينست كه ما محتمل الوجوب را هم انجام دهيم . و نيز روايات فراوانى داريم كه امر به احتياط نموده از قبيل احتط لدينك و . . . حال آيا نمىتوانيم محتمل الوجوب عبادى را به قصد امتثال اين اوامر بجا آورديم ؟ قلت : و التحقيق : اگر در صحت عبادت همان احتمال مطلوبيت را كافى بدانيم كه بحثى نيست و احتياط در عبادات هم ميسور است به بيانى