على محمدى خراسانى

11

شرح رسائل (فارسى)

بايد هم قبح فاعلى داشته باشد و هم قبح فعلى و سبب عقاب باشد چرا تفكيك مىكنيد ؟ قلت : قياس مع الفارق است و چنين تلازمى نيست بدليل اينكه مناط در استحقاق ثواب همانا انقياد و تسليم بودن در برابر مولى است و لو طاعت حقيقيه نباشد و اين مناط در احتياط هم هست و لذا موجب ثواب است ولى مناط در استحقاق عقاب همانا مخالفت اوامر و نواهى مولى است و اين مناط در تجرى نيست و لذا تجرى موجب عقاب نيست و قبح فعلى ندارد . ( تنبيه پنجم ) مقدّمه : اصول عمليه در يك تقسيم به دو دسته منقسم مىشوند : 1 - اصول موضوعيه يعنى اصولى كه در خود موضوع الحكم جارى مىشوند كه قبل از حكم است . 2 - اصول حكميّه يعنى اصولى كه در خود حكم شرعى جارى مىشوند پس اينكه موضوع محرز شده مثلا شك دارم در اينكه آيا استفاده از اين غذائى كه زيد آماده كرده براى من شرعا حلال است يا حرام اين را شك در حكم گويند و منشأ شك من اينست كه نمىدانم آيا زيد راضى به تصرف من هست يا نه ؟ يا آيا اين طعام مملوك زيد است يا سرقت كرده ؟ و . . . آقايان مىگويند اصل موضوعى بر اصل حكمى مقدّم است بدليل اينكه شك من در اين حكم مسبب از شك در آن موضوع است و تا موضوع محرز نشود كه حكمى نيست و وقتى در رتبه قبل اصل جارى شد و موضوع را نابود كرد نوبت به اصل حكمى نمىرسد چون موضوع ندارد . مثلا موضوع حليّت جماع عبارتست از علقه زوجيت و وقتى اصل آمد