على محمدى خراسانى
106
شرح رسائل (فارسى)
معين از ثواب را كه به شما وعده دادهاند مىدهند كما اينكه مورد بعضى از اخبار همين است مثلا دارد : كان له من الثواب ما بلغه . در اين صورت مفاد اخبار من بلغ با مفاد حكم عقل مغاير است چون عقل دلالت مىكند بر استحقاق اصل ثواب و لازمه آن طلب ارشادى از شارع به تحصيل آن است و كاشف از امر مولوى نيست . منتهى در اين صورت هم مدلول اخبار من بلغ اخبار و حكايت از تفضّل الهى است نظير مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها و پاداش تفضلى هم كاشف از امر مولوى نيست تا عمل به قصد آن امر اتيان شود . پس از راه اخبار من بلغ هم نتوان پيش آمد . ثمّ ان الثمرة : به عقيده ما از راه اخبار من بلغ كه وعده ثواب داده استحباب شرعى آن عملى كه بلغه ثواب ثابت نمىشود و بدنبال آن كاشف از يك امر مولوى استحبابى هم نيست بلكه مفاد اخبار من بلغ اين شد كه اتيان به آن عمل از باب احتياط و التماس ثواب موعود ثواب دارد و ارشاد به همان حكم عقل شد ولى به عقيدهء متوهّم كه قياس كرد اخبار من بلغ را به اخبار تسريح لحيه ، اين اخبار هم دلالت مىكنند بر استحباب شرعى فلان عمل و بدنبال آن كاشف از امر مولوى ندبى هستند . حال ثمره قول ما و قول متوهم در كجاها ظاهر مىشود ؟ مىفرمايد ثمره در آثارى كه بر مستحبات شرعيّه مترتب مىشوند ظاهر مىشود يعنى مستحبات شرعيه علىحده آثارى دارد و اگر بدليل ضعيفى ثواب بر عملى بار شد يا استحباب آن بيان شد اخبار من بلغ آنجا را مىگيرد . آنگاه اگر گفتيم اين اخبار مؤكد حكم عقل است اثر شرعى آن مستحب بار نمىشود و بقول متوهم بار مىشود دو مثال : 1 - مىدانيم كه وضوى شرعى كه امر شرعى دارد [ از قبيل وضو براى