على محمدى خراسانى

98

شرح رسائل (فارسى)

( ان قلت ) از سوى مستشكل ايراد شد و طبق اين احتمال آيهء نفر از ما نحن فيه اجنبى است يعنى دلالت نمىكند بر اينكه يجب الحذر عند انذار المنذرين مرحوم شيخ مىفرمايد : اين احتمال هيچ مؤيد و شاهدى ندارد به جز دو شاهد كه در كلام مستشكل آورديم و هر دو جواب دارد امّا شاهد اوّل كه صدر آيه باشد مىگوئيم : در صدر آيه هيچ قرينه‌اى نيست بر اينكه مراد نفر الى الجهاد باشد بلكه صدر آيه همان گونه كه با امر جهاد متناسب است همچنين با امر تفقه در دين هم تناسب دارد و امّا شاهد دوم كه سياق آيه باشد مىگوئيم : به صرف اينكه آيه‌اى در ضمن آيات ديگر ذكر شد ولى خود آيه داراى معناى مستقل بود كه دليل نمىشود ما آيه را حمل كنيم بر معناى ساير آيات بلكه آيه خود مفيد معناى كامل است و ما به ظاهر آن اخذ مىكنيم ، جواب اوّل مرحوم شيخ جواب اين دو قرينه بود كه آورديم . 3 - مراد نفر الى الجهاد است منتهى آيهء شريفه دو هدف را تعقيب مىكند . 1 - حفظ بيضهء اسلام كه غاية الجهاد است . 2 - تفقه در دين يعنى منظور آيه اينست كه از هر فرقه‌اى گروهى به جبهه روند تا هم دفع دشمن نموده و حفظ اسلام كنند و هم در همان‌جا احكام دينشان را از پيامبر ( ص ) و امام ( ع ) بياموزند و به ميان قوم خويش برگشته آنان را انذار كنند و شاهد بر اين احتمال اينست كه اگر آيه منحصر بود به بيان نفر الى الجهاد هرآينه مىگفت فلو لا نفر بعضهم چون در جهاد خصوصيتى نيست بلكه بر همگان واجب است و اگر بعضى كه من به الكفايه هستند به جبهه رفتند از ديگران ساقط است خواه همهء آن بعض از يك شهرستان باشند و يا هر گروهى از منطقه‌اى ولى آيه تعبير خاصى دارد كه فرموده : فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ ، اين را نفر خاص مىگوئيم حال چه اشكال دارد كه