على محمدى خراسانى
94
شرح رسائل (فارسى)
پس آيه شريفهء باطلاقها دليل بر ما نحن فيه است آن هم مطلق خبر واحد چه مخبر عادل باشد يا نه ، در اين استدلال آنكه مهم است اثبات وجوب حذر است تا نتيجه بگيريم حجيت قول منذر را مطلقا ، سؤال اينست كه در آيه امر به حذر نيست و نيز يجب الحذر هم نگفته تا شما نتيجه بگيريد وجوب حذر پس از كجا ادّعا مىكنيد وجوب حذر را ؟ جواب ما اينست كه از يكى از چهار راه اين مطلب را اثبات مىكنيم : 1 - بيان صاحب معالم : كلمهء لعلّ در اصل لغت و ادبيات عرب بهمعناى ترجّى و اميدوارى نسبت به امر محبوب و مطلوب است و در مورد خداوند معناى حقيقى آنكه ترجّى باشد محال است چون اميدوارى توأم با ترديد است و ترديد از جهالت ناشى مىشود و جهل بر خداى حكيم محال است امّا اصل محبوبيت و بايسته بودن در اين مورد بلامانع است پس لعلهم يحذرون در ما نحن فيه دلالت دارد كه حذر كردن بندگان از معاصى و عقاب حسن دارد و محبوب خدا است [ البته جبر هم نيست ] و هنگامى كه حسن حذر ثابت شده مىگوئيم : حسن دو فرد دارد الف : مستحب كه امرى حسن و مطلوب مولى است ب : واجب كه مطلوب و بايسته است در ما نحن فيه مراد از حسن حذر ، استحباب حذر نيست بلكه وجوب است بدليل اينكه : حذر كردن يا مقتضى دارد كه همان عقاب باشد و يا مقتضى ندارد اگر مقتضى دارد كه نه تنها حذر حسن دارد بلكه واجب است و اگر مقتضى ندارد پس نه تنها واجب نيست بلكه حسن هم ندارد و بلكه لغو و عبث است و حيث اينكه حسن آن در بالا به ثبت رسيد مىگوئيم : حسن كاشف از اينست كه مقتضى دارد و هركجا مقتضى داشت حذر واجب مىشود پس از راه حسن الحذر به وجوب الحذر رسيديم . 2 - بيان ديگر : مقدمه اين بيان همان بيان قبلى است تا مىرسد به اينجا كه پس حذر حسن دارد يعنى قبول قول منذر جايز و مشروع و بلكه راجح است