على محمدى خراسانى

38

شرح رسائل (فارسى)

( اشكال اوّل ) مستشكل مىگويد : اگر استدلال شما به اين آيه از ناحيهء مفهوم وصف باشد خواهيم گفت : در جاى خود يعنى در مباحث الفاظ باب مفاهيم به ثبت رسيده كه جملهء وصفيه داراى مفهوم نيست و دلالت نمىكند بر انتفاء عند الانتفاء بدليل اينكه اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند پس اين استدلال عقيم است به ويژه در اوصافى كه معتمد بر موصوف نباشد كه در اين‌ها مفهوم نداشتن بطريق اولى است بدليل اينكه اين‌گونه از و صفها به لقب شبيه‌ترند تا به جمله وصفيه بيان مطلب : در اوصافى كه تكيه به موصوف نموده و موصوفشان در كلام ذكر شده است جا دارد كه كسى بگويد : آوردن وصف بايد فايده داشته باشد و فائده‌اش همانا احتراز نمودن از غير است يعنى براى دلالت بر اينست كه با نبودن اين وصف فلان حكم هم از اين موصوف نابود است و الّا يلزم اللغوية و هو باطل ولى در عين حال از اين سخن و امثال او در شرح اصول جواب آورده‌ايم امّا در مورد وصف غير معتمد بر موصوف كسى نمىتواند اين سخن را بگويد زيرا خود عنوان ذكر شده و نظير لقب و اسم است و همان‌طورىكه اكرم زيدا دلالت ندارد بر عدم وجوب اكرام بكر چون او موضوع ديگرى است و اطعم الفقير كه لقب است دلالت ندارد بر عدم وجوب اطعام سادات چون موضوع ديگرى است همچنين اكرم العالم هم دلالت ندارد بر عدم وجوب اكرام غير عالم يعنى جاهل و ما نحن فيه از همين قبيل است كه وصف فاسق موضوع حكم است و دلالت ندارد بر عدم وجوب تبين در خبر عادل كه موضوع علىحده‌اى است . پس از اين ناحيه استدلالتان عقيم است [ نكته : در عبارت شيخ همانند مشهور متقدمين به كلمهء اعتبار مفهوم الوصف تعبير شده