على محمدى خراسانى
33
شرح رسائل (فارسى)
كه گاهى هست و گاهى نيست . از طرف سوّم : وصف ذاتى از لحاظ رتبه بر اوصاف عرضيه تقدم دارد چون او لازم ذات است . از طرف چهارم : در آيه شريفه وجوب تبين با وصف خبر واحد بودن و لو مورد اطمينان باشد مناسبتى ندارد بلكه با وصف فسق كه سبب سوءظن و بىاعتمادى مىشود تناسب دارد با حفظ اين مراحل مىگوئيم : وصف واحد بودن صلاحيت ندارد كه وجوب تبين به او معلّل شود زيرا اگر اين وصف صالح للعلية بود هرآينه خداى حكيم حكم به وجوب تبين را بر او معلّق مىنمود يعنى مىفرمود : ان جاءكم واحد بنبإ فتبينوا چون وصف واحد بودن ذاتى است و ذاتى قبل از عرض حاصل است و اگر واحديت ملاك بودن تبين قبل از آمدن وصف عرض فسق حكم به وجوب تبين هم آمده و ديگر معلق ساختن آن بر فسق عبث و بىوجه بود درحالىكه خداوند وجوب را بر فسق معلق ساخته پس معلوم مىشود وصف فسق علت وجوب تبين است نه وصف واحد بودن با اين محاسبه معناى مطابقى آيه اين مىشود : هر خبرى كه آورندهء آن اين صفت دارد فاسق است بايد در اطراف آن تبين كرد و مفهوم وصف آيه اينست كه پس خبرى كه آورندهء آن فاسق نيست يعنى عادل است تبين ندارد و باز همان مقدمهء خارجيه را ضميمه كرده و نتيجه مىگيريم يعنى مىگوئيم : حالا كه تبين واجب نيست دو احتمال دارد 1 - قبول بلا تبين 2 - ردّ بلا تبين ، احتمال ثانى باطل است چون تالى فاسد مذكور در مفهوم شرط را دارد فتعين الاحتمال الاول يعنى قبول بلا تبين و هذا هو معنى الحجية ، مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : بحثى است كه آيا وجوب تبين يك وجوب نفسى است و يا شرطى ؟ واجب نفسى آنست كه خود اين عمل تبين فى حد نفسه و ذاتا مطلوب است . واجب مقدمى آنست كه تبين مقدمهء عمل و از باب مقدميت مطلوب