على محمدى خراسانى

54

شرح رسائل (فارسى)

و بقول مناطقه شكل اوّل بديهى الانتاج است جواب مرحوم شيخ به اخباريين : مقصود شما از اين استدلال چيست ؟ اگر مراد شما آنست كه [ القطع الحاصل بالفعل من المقدمات العقليّة لا اعتبار به ] مىگوئيم : اوّلا بحث ما در قطع طريقى است و قبلا گفتيم كه در قطع طريقى ( از هر طريقى كه حاصل شود ) هيچ جاعل و معتبرى نمىتواند دخالت كند نه اثباتا چون تحصيل حاصل است و نه نفيا چون مستلزم تناقض است . و ثانيا اگر قطعى كه از راه حكم عقل نظرى بوجود آمده كثير الخطا است ، هكذا قطعى كه از راه كتاب و سنّت براى فقيه و مجتهد پيدا مىشود كثير الخطا است زيرا پرواضح است كه مجتهد معصوم نيست و اى چه‌بسا در صدها مورد به حكمى از احكام از طريق آيه يا روايت قاطع شود و قطع او خطا باشد بنابراين اگر بدليل كثرت خطا قطع موجود از مقدمات عقليه ارزشى ندارد بايد به همين دليل قطع حاصل از مقدمات شرعى هم بىاعتبار باشد و لا يلتزم به احد من الاخباريين ولى اگر مرادتان اينست كه : ما كارى به قطع حاصل از اين طريق نداريم بلكه ما مىگوييم چون اين راه اطمينان‌آور نيست اساسا نبايد از اين راه حركت كنيم حالا قطع بيايد يا نيايد ، طى اين طريق قدغن ، خواهيم گفت : اوّلا ما قبول نداريم كه مقدمات عقليهء نظريه كثير الخطا باشند بلكه شايد از هزار تا استدلال مثلا 20 يا 30 تا و يا 100 تا خطا باشد ولى نسبت به كل 10 / خواهد بود . ثانيا برفرض قبول كثرت خطا جواب نقضى خواهيم داد به اينكه : در مقدّمات شرعى هم فهم مجتهدين متفاوت است و كثرت خطا موجود است . آرى اگر قبول كنيم كه مقدمات عقلى كثير الخطا است و نيز بپذيريم كه در قطع حاصل از طريق شرعى كثرت خطا نيست و از جواب نقضى صرفنظر