على محمدى خراسانى
370
شرح رسائل (فارسى)
همانطورىكه تواتر وجدانى حجت است نقل تواتر هم مطلقا حجت است چه بطور اجمال و يا تفصيل مثلا شما نذر كرديد كه هر خبرى به صورت متواتر به شما رسيد در كتاب حديثت يادداشت كنى و قيد نكردى كه متواتر باشد نزد خودم يا نزد شيخ طوسى بلكه متواتر فى الجملة را نذر كردى كه : بنويسى در اينجا وقتى شيخ طوسى فرمود : بلغنى بالتواتر عن الصادق ( ع ) كذا و كذا خوب به نظر خود شيخ متواتر است بايد شما به نذرتان وفا كنيد 3 - بعض از آثار هم مطلقا مترتب نيست مثلا شما نذر كردهايد كه هر حديثى به عقيدهء من متواتر بود آن را در كتابم بنويسم حال به عقيدهء شيخ طوسى خبر به حدّ تواتر رسيده ولى به نزد شما ثابت نيست و لذا وجوب وفاء به نذر ثابت نيست و نسبت به اين آثار تواتر منقول ارزش ندارد و چه مجملا و چه مفصّلا بلكه چنين اثرى فقط بر متواتر وجدانى بار مىشود و لاغير قوله و من هنا يعلم : تا به حال روى مثال عرفى بحث كرديم حال يك مثال شرعى و فقهى مىزنيم و آن اينكه : قراء سبعه يعنى نافع - ابو عمرو - كسائى - حمزة - ابن عامر - ابن كثير و عاصم در سورهء حمد مالك يوم الدين قرائت كردهاند ولى سه قارى ديگر كه ابو جعفر و ابو يعقوب و ابى بن خلف باشد كه سه برادرند ملك يوم الدين قرائت كردهاند ، حال عند المشهور قرائت قراء سبعه متواتر است و عند العلامة و الشهيد ره قرائت اين سه قارى هم متواتر است حال قرائت مالك در نماز مجزى است ولى قرائت ملك آيا مجزى است يا خير ؟ بايد قرائت متواتر باشد تا بشود بعنوان قرآن و در نماز قرائت كرد حال اگر قرائتى متواتر وجدانى باشد مثل قرائت رسول خدا ( ص ) و شنيدن اصحاب سپس نقل آنها به ديگرى خواندن آن در نماز قطعا مجزى است و اگر متواتر منقول به متواتر باشد باز هم قرائت آن در نماز جايز است ولى اگر متواتر منقول به خبر واحد باشد مثلا شهيد اوّل بگويد :