على محمدى خراسانى

358

شرح رسائل (فارسى)

است و . . . تا خبر ثقه يا اوثق را ترجيح دهيم و نيز شناختن معانى لغات و شواهد لغات اعمّ از شواهد نثرى و يا نظمى و نيز شناختن قواعد ادبيات تا در مقام استنباط معطّل نمانده و بتوانيم كما هو حقه حكم اللّه را استخراج كنيم و نيز شناخت معانى اقرارها - وصيت‌ها - كليهء عقود مشتبهه و ايقاعات مشتبهه و . . . كه نياز داريم تا قاضى بتواند طبق اقرار يا وصيت و . . . حكم كند و . . . پس ما چاره‌اى نداريم به جز از اينكه موارد مذكوره را بشناسيم و با آنها در حدّ لازم آشنا شويم و امّا بيان اينكه : لا طريق الى هذه الامور غير الظن غالبا : اين نيز از مسلمات است كه در بيشتر امور مذكوره باب العلم بر وى ما مسدود است و هيچ راهى براى آگهى از اين امور نداريم غير از راه نقل و حكايت ديگران كه معمولا به صورت خبر واحد است و يا مراجعه به كتبى كه در اختيار داريم كه آن هم غالبا در حدّى نيست كه يقين وجدانى بياورد و يا به ساير امارات ظنيه از قبيل ترجيحات مؤيدات عقلانى يك امر بر امر ديگر و . . . پس نتيجه مىگيريم كه در اين موارد مذكوره عمل به امارات ظنيه و اعتماد بر آنها جايز است بنابراين خبر واحد ثقه در ما نحن فيه يعنى باب نقل اجماع حجيت دارد و قابل اعتماد است به ويژه اگر ناقل اجماع از بزرگان و علماء اعلام باشند كه غالبا همچنين است از قبيل شيخ طوسىها - محقق‌ها - علامه‌ها - شهيدها و . . . كه حتما و بدون دغدغه بايد پذيرفت و بلكه اگر به خبر واحد ثقه در باب روايات مصطلحه مىتوان تكيه نمود پس بايد در باب نقل اجماع بطريق اولى اعتماد كرد چون راويان احاديث اكثرشان مجتهد و متخصّص نبوده بلكه عامى بودند مع‌ذلك روى وثوق به آنها خبرشان را