على محمدى خراسانى
356
شرح رسائل (فارسى)
پس مناط قبولى خبر در موارد مذكوره همان مناط قبولى خبر در ما نحن فيه است بنابراين سيره مستمرّهء مسلمين بلكه همهء خردمندان عالم بر اينست كه قبول كنند ، در ضمن هيچكدام از اين امور مذكوره جزء اصول فقه و اصول دين نيستند تا شما بفرمائيد خبر واحد ثقه در اينها ارزشى ندارد وانگهى اينكه شنيدهايد كه خبر واحد ثقه ارزش ندارد مربوط به اصول دين است ولى در اصول فقه و مسئلهء حجّيت ما قبول نداريم كه خبر واحد ثقه حجت نباشد و در جاى خود ثابت خواهيم كرد كه اگرچه خبر واحد از جملهء ظنون است و اصل اولى حرمت عمل به ظن است ولى به حكم براهين قطعيه خبر واحد ثقه استثنا شده همچنين موارد مذكوره از جمله مسائل مستحدثه و امور متجدّده نيستند كه بگوئيم در زمان پيامبر و ائمه و اصحاب آن مسلّم نشده كه در اين موارد هم بشود به خبر ثقه اعتماد كرد و خلاصه تا بگوئيد : سيرهاى ارزش دارد كه به زمان معصوم برسد و اين از آن سيرهها معلوم نيست كه باشد بلكه بيشتر اينها مطالبى است كه از زمان آدم ابو البشر الى يومنا هذا بوده و سيرهء عقلاء برآن مستقر شده و همچنين نمونههاى مذكور از امورى نيستند كه آگاهى به آنها مخصوص فرد يا گروهى باشد تا بگوئيد چنين سيرهاى عند العموم مسلم نيست بلكه بسيارى از آنها مورد ابتلاء عموم بوده وانگهى برفرض تخصصى بودن آنها و اختصاص داشتن آنها به گروه معيّنى باعث نمىشود كه حتّى به خبر فرد عارف هم نتوانيم اعتماد كنيم به عبارت ديگر در مسائل تخصّصى كه لا يعرفه الكل ، گزارش هر فردى قبول نيست ولى اخبار عارف به آن امر ، منقول است عند الكلّ للسيرة المستمرّة پس دليل اوّل مطلب سيرهء مستمره است .