على محمدى خراسانى
35
شرح رسائل (فارسى)
1 - اوّل تا آخر مطلب از اختيار شخص خارج و امرى غير اختيارى است مثل اينكه شخصى را بخوابانند و شراب در دهان او بريزند كه هيچ اراده و اختيارى نيست صددرصد اكراه و اجبار است در اين صورت خداى عادل اين بندهء مضطر يا مكره را عقاب كند قبيح است و با عدالت نمىسازد . 2 - اوّل اختيارى و آخر غير اختيارى ولى آن امر غير اختيارى مسبب از يك امر اختيارى است مثل اينكه شخصى با ارادهء خودش از بالاى ساختمان لعنتى پنتاگن خود را به زمين انداخت اين كار اختيارى بود ولى در وسط زمين و آسمان كه مثل برق به زمين مىآيد و مغزش متلاشى مىشود از اختيار او بيرون است امّا اين امر غير اختيارى مسبب از آن امر اختيارى است و بقول آقايان : الامتناع بسوء الاختيار لا ينافى الاختيار . و باز بقول حضرات : المقدور مع الواسطة مقدور در اين مورد هم عقوبت هست و مسئله مصادفت از همين قرار است يعنى مصادفت و لو يك امر غير اختيارى است ولى مسبّب از امر اختيارى است كه شرب المايع باشد . 3 - اوّل اختيارى بود و آخر امر غير اختيارى ولى اين امر غير اختيارى هم اتفاقى بود نه اينكه مسبّب از اختيار باشد چنين امر غير اختيارى هيچ استبعادى ندارد كه مؤثر باشد در عدم عقاب مثال : شخص قاطع است به خمريت و معذلك شرب مىكند به قصد خمريت ولى تصادفا آن مايع آب بوده نه شراب در اينجا اوّل امر اختيارى است يعنى با اراده خودش مايع را سركشيد و آخر امر غير اختيارى بود يعنى عدم المصادفة در اختيار او نبود و اين امر غير اختيارى هم مسبب و معلول آن امر اختيارى نيست زيرا در كارهاى اختيارى يك جزء قضيه قصد است و اين شخص به قصد خمريت شرب كرد نه به قصد مائيّت ولى اتفاقا آب بوده پس ما قصد لم يقع و ما وقع