على محمدى خراسانى

349

شرح رسائل (فارسى)

وى علم وجدانى به موت زيد و ترتيب آثار موت شرعا و عقلا و عادتا و . . . پيدا مىشود و گاهى خود وى حضور نداشته ولى صد مخبر عادل يا هزار مخبر و لو غير عادل كه در حدّ تواترند از موت زيد و دفن او خبر دادند باز هم براى مخاطب يقين وجدانى به موت مىآيد و گاهى يك عادل به وى خبر مىدهد كه هزار نفر به او خبر داده‌اند از موت زيد در اينجا هم خبر عادل حجت است يعنى ما او را تصديق مىكنيم و معناى تصديق عبارتست از نزّله منزلة العلم آنگاه براى خود مخبر يقين وجدانى حاصل شده و براى ما يقين تعبدى به موت زيد پيدا مىشود و گاهى هم عادلى به ما خبر مىدهد كه 50 نفر به او از موت زيد گزارش داده‌اند كه قول 50 نفر عادتا يقين‌آور نيست ولى به خود من هم مثلا 50 نفر خبر دادند اين خبر حسى را با آن خبر ديگر ضميمه نموده و از مجموع قطع تعبدى به موت زيد پيدا مىكنيم . قوله ثم ان ما ذكرنا : تمام مطالبى كه پيرامون لفظ اجماع بيان كرديم در رابطه با لفظ اتفاق و ظاهر الاصحاب و . . . نيز جارى است پس اگر كسى گفت اتفق العلماء على كذا مىگوئيم اين به تنهائى حجّت مستقله نيست ولى مع ضميمة الامارات المعتبرة ارزشمند مىشود و يقين تعبدى به رأى معصوم مىآورد و بلكه همين سخنان در نقل شهرت هم هست يعنى اگر كسى گفت : هذا الحكم مشهور و خود ما رفتيم و آراء فراوانى را تتبع كرديم يا ظاهر آيه را ضميمه كرديم و . . . باز يقين مىآيد و يا اگر فقيهى فتاواى ديگران را تفصيلا ذكر كرد يعنى مثلا فرمود : قال المفيد ره كذا و كذا ، و قال السيّد ره . . . و قال الصدوق ره . . . و قال . . . و قال . . . براى ما فى الجملة ارزش دارد و با انضمام امارات معتبره مىتواند ارزش تام و كامل داشته باشد قوله ثم إنّه لو لم يحصل : گاهى از انضمام مجموع اجماع منقول و امارات ظنيهء معتبره قطع به حكم واقعى و رأى امام ( ع ) پيدا مىشود در اثر قوت