على محمدى خراسانى

334

شرح رسائل (فارسى)

نمونه سوّم : شيخ طوسى فرموده : هرگاه دو شاهد شهادت دادند بر امرى كه موجب قتل است و قاضى طبق اين بينه متهم را اعدام كرد سپس معلوم شد كه شاهدها فاسق بوده و شهادت مقبول نبوده در اينجا قاضى خطا كرده و قصاص از شاهدين و قاضى ساقط است و ديهء مقتول از بيت المال است سپس شيخ فرموده : دليلنا اجماع الفرقة سپس اجماع را معلّل نموده به اينكه : روايت داريم كه : ما اخطأه القاضى ففى بيت مال المسلمين ملاحظه مىكنيد كه اين استنباط خود او از روايت است ولى ادعاى اجماع نموده چون روايت بلامعارض داريم نمونه چهارم : شيخ طوسى فرموده : اگر شخصى در مرض موت گفت فلان عبد من آزاد است سپس گفت فلان عبد هم آزاد است و ثلث مال هم وافى نبود كه هر دو آزاد شوند و ما مردّد شديم كه كدام را اوّل آزاد كرده و شهود هم اختلاف كردند يعنى گروهى گفتند زيد را اوّل آزاد كرد و گروهى گفتند عمرو را در اينجا با قيد قرعه بايد معين كنيم كه اوّل كدام را آزاد كرد سپس فرموده دليلنا اجماع الفرقة و اخبارهم فانّهم اجمعوا على انّ كل امر مجهول فيه القرعة ، ملاحظه مىكنيد كه ادعاى اجماع مبتنى بر خبر معتبر بلا معارض است . نمونهء پنجم : از شيخ مفيد سؤال شد : به چه دليل شما سه طلاق در يك مجلس را باطل مىدانيد و مىگوئيد يك طلاق بيشتر واقع نمىشود ؟ فرمود : دليل ما عبارتست از : 1 - كتاب خدا 2 - سنّت پيامبر 3 - اجماع المسلمين سپس توضيح داد كه مرادم از كتاب خدا اين آيه است : الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ و وجه دلالت اينست كه متبادر به ذهن از مرتان اينست كه يك‌بار طلاق دهد سپس رجوع كند و دوباره طلاق دهد و الا اگر در يك مجلس بگويد انت طالق ثلاثا طلاق ثانى و ثالث معقول نيست و مرادم از