على محمدى خراسانى
31
شرح رسائل (فارسى)
مستحق عقاب است . دليل سوّم مشهور عبارتست از حكم العقل يعنى ما كارى به ساير عقلاء عالم نداريم بلكه به عقل و وجدان خودمان كه مراجعه مىكنيم مىبينيم عقل حكم مىكند به اينكه تجرى امرى قبيح است چون تجرى يعنى جرئت بر مولى و ناديده گرفتن حرمت دستورات مولاى حقيقى و ولىنعمت اصلى و مسلّما چنين چيزى مذموم است ، عقل مىگويد : وه چه عبد سركشى است كه در برابر مولاى خود سر به طغيان برداشته ، البته بناء عقلا نيز از همين حكم عقل سرچشمه مىگيرد منتهى در بناء عقلا اتفاق نظر همهء عقلا مطرح است ولى در حكم عقل ما وجدان خودمان را قاضى قرار مىدهيم و كارى به ساير عقلاء نداريم . دليل چهارم مشهور عبارتست از حكم عقل استدلالى ، بيان ذلك : اگر ما تصور كنيم دو انسانى را كه هركدام ظرفى پر از مايع در دست دارند و هر دو نفر قطع دارند به اينكه اين مايع شراب است معذلك آن را سركشيدند اتفاقا يكى از اين دو مصادف با واقع درآمد يعنى در واقع شراب بود و ديگرى مخالف واقع درآمد يعنى در واقع آب بود حال در اينجا از چهار حال بيرون نيست : 1 - هر دو نفر استحقاق عقوبت دارند . 2 - هيچكدام استحقاق عقوبت ندارند . 3 - آنكس كه قطعش با واقع مصادف درآمده عقاب دارد و آن ديگرى ندارد . 4 - به عكس فرض قبلى يعنى غير مصادف عقاب دارد امّا مصادف عقاب ندارد . امّا احتمال چهارم باطل است زيرا كه اگر غير مصادف عقاب داشته