على محمدى خراسانى

284

شرح رسائل (فارسى)

حكمى از احكام شرعيه ؟ يا ظهور در اباحه بالمعنى الاخص دارد ؟ و يا ظهور در وجوب ؟ و . . . در سه مثال اول ظهور بتوسّط اطلاق و ظاهر كلام بود حالا به ظهور عقلى يا وضعى ولى در مثال چهارم ظهور بتوسط قرينهء حاليه بايد اثبات شود . حال براى تعيين اصل الظهور يك سلسله امارات و علاماتى وجود دارد كه اصوليين متعرض آن امور مىشوند از قبيل : 1 - قول لغوى 2 - تبادر 3 - صحت حمل 4 - اطراد 5 - استعمال 6 - قياس و . . . مثلا مىگويند تبادر فلان معنى از فلان لفظ علامت حقيقت بودن آن لفظ در آن معنا است ولى كلام در اينست كه اين امارات براى نوع مردم مظنّه به ظهور درست مىكند و ما قبلا گفتيم مقتضاى قاعده و اصل اولى حرمت عمل به ظن است مگر ظنونى كه دليل قاطع دارند حال سؤال اينست كه : ظنونى كه از طريق امارات مذكور بدست مىآيد آيا حجيت دارند يا خير ؟ جواب اينست كه : براى هيچ‌كدام از امارات فوق دليل خاص ذكر نشده مگر براى خصوص قول لغوى كه مشهور مىگويند قول لغوى از باب ظن خاص حجت است و دلائلى هم مىآورند پس ما بحث را در خصوص قول لغوى متمركز مىكنيم و كارى با ساير ظنون نداريم و قبل از ورود در بحث و اقامه ادلّه ، چند نكته را ذكر مىكنيم : الف - ظن در يك تقسيم دو قسم مىشود ، الف : ظن خاص ب : ظن مطلق منظور از ظن خاص يعنى ظنى كه دليل قاطع بر حجيت خصوص آن قائم شده مثل خبر ثقه و ظواهر منظور از ظن مطلق يعنى ظنى كه بتوسط مقدمات انسداد حجت مىگردد و آن دليل هر ظنى را از هر راهى كه حاصل شود شامل مىگردد حال تمام امارات مذكوره از باب دليل انسداد و بر مبناى انسداديون حجيت دارند ولى كلام ما در حجيت اماره از باب ظن خاص