على محمدى خراسانى

261

شرح رسائل (فارسى)

به اين تفصيل اشاره كرده [ يكى در جلد اوّل قوانين در مبحث حجيت قرآن و ديگرى در جلد دوّم قوانين در اوائل مبحث اجتهاد و تقليد ] خلاصهء تفصيل ميرزا اينست كه نسبت به مقصودين بالافهام ظواهر كلمات جميع متكلمين [ اعمّ از قرآن و سنت و يا ديگر متكلمين ] از باب ظن خاص حجيت دارد يعنى ظنى كه دليل خاص بر حجيت آن قائم است و آن سيره عقلائيه است سپس براى مقصودين بالافهام دو مثال آورده : 1 - در خطابات شفاهيه كه متكلم و مخاطب شفاها و لب به لب با يكديگر سخن مىگويند مثلا مولى به عبدش مىگويد : اسقنى ماء عبد مخاطب مستقيم مولى و مقصود بالافهام است . - در كتابهاى تاريخى - علمى و . . . كه نويسندهء كتاب به فرد خاصى خطاب نكرده بلكه همهء خوانندگان تا دامنهء قيامت مخاطب اين نويسنده هستند فى المثل شاعر مىگويد : نابرده رنج گنج ميسر نمىشود * مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد در اينجا هم مقصودين بالافهام همهء انسانها در طول تاريخ مىباشند و لذا هركسى مىتواند آن كتاب را بخواند و بدنبال آن قضاوت كند كه مراد نويسنده چنين و چنان بوده و امّا نسبت به غير مقصودين بالافهام ظواهر كلمات از باب ظن خاص حجيت ندارند و بناء عقلا بر اخذ ظواهر در اين مورد جارى نيست آرى از باب ظن مطلق و دليل انسداد مىتواند حجت شود كه اولا منحصر به زمان انسداد است و ثانيا مبتنى بر قبول مقدمات دليل انسداد است سپس دو مثال هم براى اين قسم آورده : 1 - نسبت به اخبارى كه از معصومين ( ع ) در مقام جواب سؤال سائل وارد شده مقصود بالافهام همان سائل بوده و ماها مخاطب مستقيم نبوده و حق