على محمدى خراسانى

248

شرح رسائل (فارسى)

و امّا قسمتهاى مردود : 1 - سيد فرمود : ظواهر سنت روى دليل خاص ارزشمند است و آن دليل عبارتست از سيرهء متشرعه و يا اجماع عملى ، ما مىگوئيم : سيره و يا اجماع عملى بر دو قسم است ، الف : سيره متشرعه يعنى شيوه‌اى كه مسلمانان بما هم مسلمون دارند و اين سيره را از شارع گرفته‌اند ب : سيره عقلائيه يعنى شيوه‌اى كه همهء عقلاء عالم بما هم عقلا دارند و اگر مسلمين همچنين سيره‌اى دارند بما انهم من العقلاء داراى چنين سيره‌اى هستند نه بما هم مسلمون و المتشرعون ، با حفظ اين نكته مىگوئيم : اينكه اصحاب النبى و الائمه ( ع ) الى يومنا هذا به خبر واحد ثقه اعتماد مىكردند بدون فحص از مخصص و مقيد و . . . ظاهرا اين سيره سيرهء متشرعه نبوده تا بشود دليل خاص تعبدى در خصوص اخبار و الا اگر سيرهء متشرعه بود حتما مستند شرعى داشت و اگر داشت حتما بما مىرسيد و حال آنكه نرسيده پس معلوم مىشود اين اجماع عملى از همان بنا و سيرهء عقلائيه سرچشمه مىگيرد يعنى عقلاء عالم در خطابات به ظواهر اعتماد مىكنند مسلمين هم بما هم عقلا چنين اعتمادى دارند اگر منشأ عمل مسلمين بناء عقلا باشد مىگوئيم اين اختصاص به ظواهر سنت ندارد بلكه در هر كلامى از هر متكلمى كه صادر شود به منظور افاده و استفادهء مرادات چه متكلم شارع باشد يا ديگرى همين سيره جارى و سارى است يعنى به ظواهر اخذ و اعتماد مىكنند آنگاه خواهيم گفت همين سيره در ظواهر قرآن هم جارى و سارى است البته مشروط بر اينكه خطابات قرآنيه در مقام افاده و استفاده و بدين منظور القاء شده فلا وجه لاستثناء خصوص ظواهر السنة ، سؤال : آيا خطاب قرآن به منظور افاده و استفاده القاء شده يا خير ؟ چرا ؟ جواب : آرى ، ظواهر قرآن هم در مقام افاده و تفهيم مراد صادر شده‌اند