على محمدى خراسانى

195

شرح رسائل (فارسى)

سنت و تعبد و تسليم 2 - نماز ظهر را كه در اول وقت انجام نداديم از فضيلت اول وقت محروم شديم 3 - در وقت فريضه نافله خوانديم و اين حرام است ولى الآن كه اماره داريم و از آن متابعت كرديم و بعد العمل هم قبل خروج الوقت كشف خلاف ؟ شده تعبد به اين اماره و حجيت آن و سلوك براساس اماره اين توالى فاسده را برمىدارد يعنى ديگر خواندن جمعه بدعت نيست ، همچنين فضيلت اول وقت را به ما مىدهند امّا واجب واقعى ساقط نيست و بايد انجام دهيم زيرا مصلحت سلوك به قدر سلوك است و الفرض انّ مدلول الامارة حكم ظاهرى مادامى . . . همچنين متابعت از اماره موجب مىشود كه خواندن نافله در وقت فريضه حرام نباشد البته در اينجا بحثى است كه آيا خواندن نافله در وقت واجب واقعى حرام است و يا در وقت فريضهء ظاهرى ؟ اگر مبناى اول را برگزيديم بايد خواندن نافله در ما نحن فيه مصلحتى داشته باشد كه جلو مفسده فعل نافله در وقت فريضه را بگيرد ولى بر مبناى دوّم نيازى به اين نيست زيرا فرض اينست كه مكلف نافله را در ظرف زمانى فريضه ظاهرى كه انجام نداده بلكه پس از آن انجام داده و فعل نافله يك حكم واقعى است كه مفسده ندارد . مرحلهء سوّم : مستشكل گفت : بنا بر هر دو مبنا بايد در فعل جمعه مصلحتى باشد كه جلو مفسده ترك واجب واقعى را بگيرد و در نتيجه واجب واقعى مضمحل و نابود مىگردد و بر هر دو مبنا يك وجوب بيشتر نيست ظاهرا و واقعا ، ما مىگوئيم : بر مبناى معتزله كه مدلول اماره را حكم واقعى مىدانند آرى وجوب ظهر مضمحل مىشود و وجوب جمعه به جاى آن مىآيد ولى بر مبناى ما كه به مدلول اماره به چشم واقع مىنگريم و آن را يك حكم ظاهرى محسوب مىكنيم و غرض اصلى همان واقع است ديگر وجهى براى اضمحلال