على محمدى خراسانى

115

شرح رسائل (فارسى)

خريديم و يا به صورت تدريجى كه اوّل نصف كنيز را با يكى از اين دو خريديم و پس از مدتى نصف ديگر را با حيوان ديگر خريديم در اينجا يقين مىكنيم تفصيلا كه معامله باطل است بدليل اينكه بايد چيزى را عوض قرار دهيم كه ماليت داشته باشد و در اينجا ميته ماليت ندارد و لذا معامله باطل است و بدنبال آن علم تفصيلى پيدا مىكنيم به اينكه مباشرت با اين كنيز حرام است اين هم نمونه ديگر از مواردى كه به علم تفصيلى اعتنا نشده مثال سوّم : دو انسان را تصور كنيد كه شلوار مشترك دارند و در اين لباس منى مشاهده شده در اينجا هريك از دو نفر علم اجمالى دارد به اينكه يا خود او جنب شده و يا رفيق او مع‌ذلك بعض فقها فتوى داده‌اند به اينكه يكى از اين دو نفر مىتواند به ديگرى اقتدا كند با اينكه مأموم يقين دارد به اينكه نمازش باطل است يا به واسطه جنابت امام و يا خود مأموم مع‌ذلك به اين علم تفصيلى اعتنا نشده چون از علم اجمالى متولد شده مثال چهارم : دو انسان بر سر منزلى مثلا نزاع دارند و هركدام مدّعى هستند كه تمام منزل ملك او است در اينجا اگر يك طرف بينه داشته باشد به نفع وى حكم مىشود ولى اگر هر دو طرف بينه داشتند و دو بيّنه تعارض و تساقط نمودند و يا هيچ‌كدام بينه نداشتند و نوبت به تحالف رسيد و هر دو قسم خوردند در اينجا شرعا حاكم شرع دستور مىدهد كه منزل را تنصيف كنند نصف را به زيد و نصف را به عمرو مىدهد با اينكه علم اجمالى دارد كه يكى از دو نفر كاذب هستند اين شد مخالفت با علم اجمالى و وقتى حكم حاكم آمد استفاده از نصف در ظاهر براى هركدام مشروع است و ديگران مىتوانند آثار ملكيت را بار كنند روى اين اصل شخص ثالثى آمد و هر دو نصف را از زيد و عمرو خريدارى كرد الآن يقين تفصيلى دارد كه تمام اين مبيع از ملك مالك اصلى به او منتقل نشده و در نتيجه تصرف در آن حرام است