على محمدى خراسانى
100
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
تعريف معاطات واژهء معاطات در كتاب و سنت نيامده است تا مجبور باشيم حدود و ثغور آن را بيان كنيم اين نوع معامله در عرف و در ميان مردم رايج است ؛ مثلًا از فروشگاهها اجناسى را برمىدارند و بُن يا كارت خريد يا قيمت آن را كه مشخص است به فروشنده مىدهند و . . . و نزد خود عرف روشن و بديهى است ، در عين حال به اختصار معناى لغوى و اصطلاحى فقها دربارهء آن را بيان مىكنيم : تعريف لغوى معاطات : معاطات مصدر باب مفاعله و از ثلاثى مجرد « عطا يعطو عطواً » گرفته شده است و در لغت عرب به معناى مناوله و تعاطى است . يعنى دو نفر كه از هركدام چيزى به ديگرى برسد و نصيب او شود ، و هركدام چيزى را به ديگرى بدهد و در عوض چيزى از او بگيرد . « 1 » خلاصه اينكه معاطات يعنى مناوله و تعاطى و اعطا و اخذ و در فارسى به دادن و ستاندن تعبير مىشود . ضمناً در لغت معناى وسيعى دارد و مخصوص معاملهء معاطاتى نيست بلكه در عاريه و هديه و هبه و مصالحه و مبايعه و . . . كاربرد دارد و هركدام با فعل ، قابل ايجاد هستند . در معامله لازم نيست تعاطى ، فعلى باشد ، يعنى هم زمان دادنى و ستاندنى باشد يا از دستى بدهد و در مقابل با دست ديگر بستاند يا بلافاصله پس از اعطا اخذى باشد ؛ بلكه بيع سلم و نسيه و مانند آن را هم كه از يك طرف اعطا فعلى و از طرف ديگر چند ماه ديگر محقق مىگردد ، شامل مىشود . معاطات در اصطلاح فقها : شيخ اعظم در مكاسب « 2 » از قول گروهى ( شهيد ثانى در شرح لمعه « 3 » و صاحب رياض « 4 » و غيره ) اينگونه نقل كرده : « المعاطاة : أنْ يُعطى كل من
--> ( 1 ) . ر . ك : مفردات راغب ، ص 351 ؛ المنجد ، ص 513 ، مادة عطا ؛ النهاية ، ج 3 ، ص 259 ؛ أقرب الموارد ، ج 2 ، ص 798 ؛ المصباح المنير ، ج 2 ، ص 178 . ( 2 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 23 . ( 3 ) . اللمعة الدمشقيه ، ج 3 ، ص 222 . ( 4 ) . رياض المسائل ، ج 8 ، ص 111 . .