على محمدى خراسانى
83
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
1 . مرسله محمد بن هيثم از مردى از امام صادق ( ع ) : قال : سألته عن العصير يطبخ بالنار حتّي يغلي من ساعته أيشربه صاحبه ؟ فقال : « إذا تغيّر عن حاله وغلي فلا خير فيه حتّي يذهب ثلثاه ويبقي ثلثه » . « 1 » تعبير « فلا خير فيه » نفى جنس خير است و با اطلاق ، هر خيرى از جمله معاوضه بر عصير عنبى را نفى مىكند ، پس عصير عنبى پس از غليان با آتش معاوضه ندارد . پاسخ : اوّلًا روايت مرسله است ( عن رجل دارد كه معلوم نيست چه كس باشد ) و شهرت عملى هم ندارد تا معتبر باشد . ثانياً از تعبير « لا خير فيه » حرمت بيع استفاده نميشود و حداكثر كراهت و مرجوحيت فهميده مىشود . ثالثاً سؤال از نوشيدن آن بود ، كه پاسخ امام هم به احتمال قوى مربوط به نوشيدن است ، و اطلاق و كلّيت معلوم نيست تا معاوضه را هم شامل شود و همين كه احتمال آمد استدلال ميرود . 2 . روايت أبى كهمس از امام صادق ( ع ) : قال : سأل رجل أبا عبدالله ( ع ) عن العصير ، فقال : لي كرم وأنا أعصره كلّ سنة واجعله في الدّنان وأبيعه قبل أن يغلي ، قال : « لا بأس به وإن غلا فلا يحلّ بيعه ثمّ قال : هو ذا نحن نبيع تمرنا ممّن نعلم أنّه يصنعه خمراً » . « 2 » محل شاهد جمله « وإن غلا فلا يحلّ بيعه » است و به وضوح دلالت دارد كه پس از غليان ، خريد و فروش عصير حلال نيست و با اطلاق ، مورد بحث ( غليان به وسيله آتش ) را هم شامل مىشود . پاسخ : اوّلًا سند روايت ناتمام است ؛ زيرا « أبى كهمس » كنيه دو نفر است : يكى هيثم بن عبدالله و ديگرى هيثم بن عبيد ، و امكان دارد هر دو يكى باشند ؛ به هر حال هيچ كدام توثيق نشدهاند . ثانياً روايت درباره « غليان بنفسه » است كه از طرح مسأله ، اين امر
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 25 ، ص 285 ، ح 7 . ( 2 ) . همان ، ج 17 ، ص 231 ، ح 6 .