على محمدى خراسانى
14
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
نباشد كه باز خلاف اصل است ( الاصل عدم المجاز يا الاصل الحقيقة يا الاصل الظهور ) و ظاهر كلام بدون تقدير و تجوّز مراد است ، و اين مدّعا در كلام عرب در نثر و نظم نمونه فراوان دارد . از جمله در نثر به آيه وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ « 1 » اشاره مىكنند كه مشهور مىگويند : قريه و در و ديوار جماد است و معنى ندارد كه از جماد بپرسيم ، بنابراين مراد اين است كه « واسأل اهل القرية » و از باب مجاز در حذف است ولى امام راحل مىفرمايد : منظور پرسيدن از خود قريه و محل است يعنى به قدرى مطلب روشن است كه در و ديوار قريه شهادت مىدهند و جمادات هم مىفهمند تا چه رسد به انسان عاقل و داراى شعور و ادراك . و در شعر به بيتى از قصيده بلند فرزدق در مدح حضرت امام زين العابدين ( ع ) استشهاد مىكنند كه وقتى هشام تجاهل كرد ، فرزدق گفت : هذا الذى تعرف البطحاء وطأته * والبيت يعرفه والحلّ والحرم « 2 » مشهور گفتهاند : مراد اين است كه « تعرف اهل البطحاء » و « يعرفه صاحب البيت » و « يعرفه ساكن الحلّ والحرم » ولى امام راحل مىفرمايند : نيازى به اين تقادير نيست و تمام زيبايى كلام در اين است كه ظاهرش مراد باشد و مراد فرزدق اين است كه ابن هشام تو اين شخص را نمىشناسى ؟ اين كسى است كه سرزمين بطحاء گامهاى او را مىشناسد ، خانه كعبه او را مىشناسد ، منطقه حلّ و حرم او را مىشناسند ، چگونه تو او را نمىشناسى ؟ امام راحل از اين مطلب در ابواب گوناگون نتايج مهمى گرفتهاند . از جمله در مورد حديث رفع در مورد بيع فرد مكره كه به فراز « رفع ما اكرهوا عليه » « 3 » استناد شده است مشهور قائل به تقديرند زيرا يقيناً خود فعل اكراهى از امت اسلامى برداشته نشده است و مسلمان نيز گاهى بر كارى مكره مىشود و به حكم دلالت اقتضا و از باب صيانت سخن معصوم از كذب و خلاف گفتهاند بايد چيزى در تقدير باشد و در اينكه چه چيزى مقدر باشد اختلاف واقع شده . برخى خصوص مؤاخذه را تقدير گرفتهاند ، برخى
--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) : 82 . ( 2 ) . وفيات الاعيان ، ج 6 ، ص 86 . ( 3 ) . الخصال ، ج 2 ، ص 417 ، ح 9 .