على محمدى خراسانى
105
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
دليل : سيره عقلا ، سيره مسلمين و حكم عقل مستقل . 2 . صاحب حق ميتواند حق خود را اسقاط كند و از آن صرف نظر نمايد ، خواه به زبان ، اسقاط حق كند ، خواه در عمل رفع يد نمايد . دليل : زمام امر حق در دستان صاحب حق است . او ميتواند حق خود را ابقا كند و از آن استفاده كند يا آن را اسقاط نمايد . بررسى يك مطلب : حقوق از نظر قابل نقل و انتقال بودن سه گونه است : الف ) حقوقى كه هم قابل نقل اختيارى است « 1 » و هم قابل انتقال قهرى است . « 2 » گفتنى است حق الاختصاص از اين قسم است . در اين باره توضيحات بيشترى داده خواهد شد . ب ) حقوقى كه نه قابل نقل اختيارىاند ، نه انتقال قهرى . مثل حق حضانت و ولايت . ج ) حقوقى كه قابل نقل اختيارى نيستند ، ولى قابل انتقال قهرى هستند . مثل حق شفعه و حق خيار . « 3 » حق اختصاص مورد بحث از حقوقى است كه قابل انتقال قهرى هست و در اين ترديدى نيست ، اما آيا قابل نقل اختيارى هست يا نه ؟ پاسخ اين است كه قطعاً قابل بيع نيست ، چون بيع مبادله مال در مقابل مال است و حق ، غير از مال است . قابل اجاره هم نيست ، چون اجاره هم ، بر منافع است كه مال ميباشند . ولى دايره وصيت ، هبه ، صلح و . . . وسيعتر است و به حق نيز تعلق ميگيرد ؛ بنابراين ، اين قسم از نقل مورد بحث است . وصيت كردن ، هبه مجانى و بدون عوض ، و صلح بدون عوض صحيح است و مانعى ندارد .
--> ( 1 ) . به سبب هبه ، صلح و . . . . ( 2 ) . به سبب ارث . ( 3 ) . البته قسم چهارمى هم وجود دارد . يعنى حقى قابل انتقال قهرى نباشد ، ولى قابل نقل اختيارى باشد . اما چون براى اين قسم مثالى وجود ندارد در تقسيم حقوق نيامده است .